Image default

شاید این سوال برای شما نیز پیش آمده باشد که چرا یک داستان، دیالوگ، رویداد یا رفتار به شکل مداومی در فیلم‌ها و سریال‌ها تکرار می‌شود اما با این وجود، سینماگرها از پرداختن مجدد به آن دست نشسته و مجددا به بازخوانی آن با فرم و ریختی نو و بعضا متفاوت می‌پردازند؟ چه ویژگی‌هایی در این داستان‌ها و قصه‌ها وجود دارد که سینماگر را به سمت بازتولید و اقتباس از آن‌ها می‌کشاند؟ مبداء و منشاء این داستان‌ها که مدام تکرار می‌شوند چیست که با وجود گذر زمان دچار کهنگی نشده و همچنان سینماگران و مخاطبان را به سمت خود جلب و جذب می‌کنند؟ به عنوان مثال چرا قصه‌ی «در سبدگذاشتن و به دست طبیعت سپردن» کاراکترهای اصلی در برخی از فیلم‌ها و انیمیشن‌ها (مثل گربه‌ی چکمه پوش یا پاندای کونگفوکار) بارها و بارها تکرار می‌شود اما سینماگران هالیوودی همچنان بی‌مهابا از تکرار این قصه در فیلم‌ها و فیلمنامه‌های خود استقبال می‌کنند؟!

پاسخ به این پرسش‌ها را باید در مفهوم دیرین‌گونه نهفته جستجو کرد.

دیرین‌گونه مایه‌ی اصلی و یکی از عناصر مهم آثار نمایشی و داستانی است. دیرین‌گونه رویدادی است مهم، جذاب، تاثیرگذار، تاریخ‌ساز و عبرت‌آموز که برای اولین بار در طول ادوار مختلف تاریخ رقم خورده است و ضمن جلب نظر مردم و اهالی هنر به خود، دست مایه‌ی بسیاری از داستان‌ها و قصه‌ها می‌شود. به زبان ساده‌تر دیرین‌گونه‌ها در واقع الگوهای اولیه‌ی شاخصی هستند که سایر گونه‌ها و نمونه‌ها از روی آن‌ها الگوبرداری و ساخته شده و مبنای بسیاری از داستان‌ها و قصه‌ها را شکل می‌دهند.

دو نمونه از دیرین‌گونه‌های پرکاربرد در سینما:

1- دیرین‌گونه‌ی «در سبد گذاشتن و به دست طبیعت سپردن» کاراکتر(های) اصلی فیلم یا انیمیشن که برگرفته از قصه‌ی زندگی حضرت موسی علیه‌السلام است.

مثال سینمایی: انیمیشن گربه‌ی چکمه‌پوش

2- دیرین‌گونه‌ی «کشتی نوح» که برگرفته از قصه‌ی زندگی حضرت نوح علیه‌السلام است.

مثال سینمایی: کارتون یوگی و دوستان

دیرین‌گونه‌های ممدوح (حق) و دیرین‌گونه‌های مذموم (باطل):

دیرین‌گونه‌ها به دو دسته‌ی ممدوح و مذموم تقسیم ‌می‌شوند.

دیرین‌گونه‌هایی که در چارچوب حدود الهی ایجاد ‌شوند یا برگرفته از حقیقت ناب اسلام و براساس قصص بدون تحریف قرآن (یا سایر منابع موثق) مورد استفاده قرار ‌گیرند ممدوح (حق) به شمار می‌آیند.

دیرین‌گونه‌هایی که در بر خلاف مبانی و ارزش‌های اسلامی یا بر اساس تحریف در اصل دیرین‌گونه‌های قرآنی و دینی و در راستای زدودن حق، خلق یا اقتباس ‌شوند، مذموم (باطل) به شمار می‌آیند.

شاید تصور شود که سینماگران ملحد تنها به خلق (ابداع، نه اقتباس) دیرین‌گونه‌های باطل دست می‌زنند اما باید توجه داشت که گاهی نیز ممکن است یک سینماگر از دیرین‌گونه‌های دینی در جهت باطل استفاده و نتایج مد نظر خود را از آن‌ها اخذ کند. به عنوان مثال ممکن است یک سینماگر از دیرین‌گونه‌ی «کشتی نوح» در جهت باطل و تخریب شان نوح نبی علیه‌السلام استفاده کند مانند کارتون «یوگی» یا فیلم سینمایی «ایوان قدرتمند». چنین استفاده‌ی سوئی از دیرین‌گونه‌های دینی باطل و مذموم است.

دیرین‌گونه‌ها به طور کلی به سه دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شوند:

1- دیرین‌گونه‌های حقیقی

2- دیرین‌گونه‌های واقعی

3- دیرین‌گونه‌های تخیلی

1- دیرین‌گونه‌های حقیقی:

دیرین‌گونه‌های حقیقی به آن دسته از قصص و رویدادهایی گفته می‌شود که برای اولین بار در طول تاریخ و از جانب بزرگان جبهه‌ی حق و مبتنی بر اراده و اذن الهی تحقق پیدا کرده‌اند. اتصال و ارتباط با عالم غیب و رقم خوردن حقایق تحت اراده‌ و اذن پروردگار یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این نوع دیرین‌گونه‌هاست.

برای فهم آسان‌تر دیرین‌گونه‌های حقیقی کافی است به معجزات انبیاء الهی مراجعه شود. به عنوان مثال دیرین‌گونه‌ی «گلستان شدن آتش بر ابراهیم خلیل علیه‌السلام» را در نظر بگیرید.

نمرودیان به علت شکسته شدن بت‌هایشان توسط ابراهیم خلیل به شدت خشمگین شده بودند و در پی مجازات وی برآمدند. آنان بدترین مجازات را در آتش افکندن ابراهیم خلیل دانستند. بدین منظور آتش بزرگی فراهم آوردند و این نبی الهی را در آن افکندند؛ اما آتش به اذن الهی سرد و گلستان شد.

قطعا چنین رخدادی یک معجزه الهی است و هیچ انسانی قادر به انجام آن نخواهد بود. گلستان شدن آتش بر ابراهیم خلیل تنها به اراده و قدرت لایزال الهی بستگی دارد. از این روست که تحقق دیرین‌گونه‌ی «گلستان شدن آتش» تنها و تنها با اتصال به عالم غیب امکان پذیر است. چنین دیرین‌گونه‌هایی که بدون قدرت الهی امکان تحقق ندارند و واسط تحقق آن‌ها عضو یا اعضای شاخصی از جبهه‌ی حق (مثل نبی، امام و ملک) هستند، دیرین‌گونه‌های حقیقی نام دارند.

2- دیرین‌گونه‌های واقعی:

دیرین‌گونه‌های واقعی به آن دسته از قصه‌ها یا رویدادها گفته می‌شود که برای اولین بار در طول تاریخ و از جانب انسان‌ها (از معروف‌ترین‌ها تا شخصیت‌های معمولی و نه چندان شناخته شده) بر بستر واقعیات موجود رقم می‌خورند.

یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز دیرین‌گونه‌های واقعی با دیرین‌گونه‌های حقیقی در این است که در دیرین‌گونه‌های حقیقی اتصال و ارتباط کاملا مشهودی با عالم غیب و خدا برقرار می‌شود اما در دیرین‌گونه‌های واقعی اینگونه نیست. به این معنا که در وقوع دیرین‌گونه‌های واقعی اتصالی با عالم غیب برقرار نمی‌شود و رویدادها صرفا در شرایط کاملا مادی رقم می‌خورند. به عنوان مثال پدیده‌ی مافیا، دیرین‌گونه‌ای واقعی است.

در قصه‌ها و فیلم‌هایی که مبتنی بر داستان مافیا نگاشته یا ساخته شده‌اند هیچ‌گونه ارتباطی با عالم غیب برقرار نمی‌شود و اذن و اراده‌ی الهی در وقوع حوادث نادیده گرفته شده و به جای آن اراده‌ی بشر به عنوان یک اصل برجسته می‌شود.

آثار سینمایی زیادی مبتنی بر دیرین‌گونه‌ی مافیا ساخته شده تا جایی که مافیا به یک ژانر یا زیرژانر در سینما تبدیل شده است. از جمله آثار معروف در زیرژانر مافیا می‌توان به «پدر خوانده»، «صورت زخمی» و «حقه‌بازی امریکایی» اشاره کرد.

مطالب مرتبط

استیون اسپیلبرگ | کمک مالی به رژیم کودک‌کش صهیونیستی

سردبیر پویانقد

بتمن؛ ابرقهرمانی زناکار!!

سردبیر پویانقد

نقد و تحلیل انیمیشن «در جستجوی نمو» / جهانی که نمو می بیند: تابوشکنی، عبور از خطوط قرمز و اصرار بر توبه پدر

سردبیر پویانقد

دیدگاهتان را بیان کنید