نقد انیمیشن تن تن
the adventures of tintin

تَن تَن اسپیلبرگیزه شده ؛ پژواک نوای لیبرالیزم

 مشخصات انیمیشن :

کارگردان : استیون اسپیلبرگ

نویسنده : هرژه

تهیه کنندگان : استیون اسپیلبرگ – پتر جکسون – کاتلین کندی

شرکت های سازنده : پارامونت پیکچرز – کلمبیا پیکچرز – نکلدئون – آمبلین اینترتینمنت – کندی مارشال – وینگ نات فیلمز

زمان انتشار : ۲۳ اکتبر ۲۰۱۱

بودجه ی ساخت : ۱۰۰-۱۲۰ میلیون دلار

میزان فروش : ۳۷۳ میلیون دلار

کشورهای سازنده : انگلیس – ایالات متحده ی امریکا – نیوزیلند

زبان : انگلیسی

درباره کارگردان :

Steven-Spielberg

استیون الان اسپیلبرگ ، کارگردان ، فیلمنامه نویس ، تهیه کننده و صاحب نفوذ حوزه ی بیزینس ، در سینسیناتی ایالت اوهایو در یک خانواده ی یهودی به دنیا آمد. در دوره ی کاری بیش از ۴۰ ساله ی اسپیلبرگ ، فیلم های او موضوعات و ژانرهای مختلف را پوشش می دهند.فیلم های ماجراجویی و علمی – تخیلی اخیر اسپیلبرگ به عنوان نمونه ی اصلی فیلم سازی بلاک باستر هالیوود مدرن خوانده می شوند. در سال های اخیر فیلم های او دربردارنده ی موضوعات مرتبط با مسائل انسانی نظیر هولوکاست ، تجارت برده ، جنگ و تروریسم است. او به عنوان یکی از معروف ترین و تاثیرگذارترین فیلمسازان تاریخ سینما شناخته می شود.

اسپیلبرگ یکی از پایه گذاران شرکت انیمیشن سازی دریم ورکز بوده است و اکنون به عنوان مشاور در کنار جفری کاتزنبرگ مدیر اجرایی دریم ورکز حضور دارد.

فیلم های استیون اسپیلبرگ تاکنون نامزد بیش از ۲۰۰ جایزه مطرح جهانی شده اند.

نشریه ی فوربز ثروت اسپیلبرگ را ۳٫۳ میلیارد دلار اعلام کرده است.

درباره نویسنده :

Hergé-Georges_Prosper_Remi

 جورج پراسپر رمی (که با نام هرژه شناخته می شود) کارتونیست معروف بلژیکی است که بهترین ومهم ترین اثر او مجموعه کتابهای  کمیک  (۲۳ کتاب)ماجراجویی های تن تن است .

او در یک خانواده طبقه پایین دست در اتربیک بروکسل در سال ۱۹۲۹ متولد شد.

هرژه طراحی و نقاشی سری کمیک های ماجراجویی های تن تن را در سال ۱۹۲۹ برای لی پتیت وینگتایم (Le Petit Vingtième) ، بخش کودکان روزنامه ی لی وینگتایم سیکل (Le Vingtième Siècle) که مدیریت ان را نوربرتز والز (یکی از طرفداران دو اتشه ی کاتولیسیزم اجتماعی و جناح راست) برعهده داشت ، شروع کرد. در طول جنگ جهانی دوم ، تن تن در رزونامه حامی المان ها ، لی سویر (Le Soir) ظاهر شد. پس از جنگ ، داستان های تن تن در مجله ای با عنوان تن تن به چاپ رسید و تا زمان مرگ هرژه ادامه داشت. مجله ی تن تن به وسیله ی یکی از اعضای مقاومت به نام ریموند لبلانک ایجاد شد.

هرژه به عنوان یک هنرمند جوان ، تحت تاثیر مربیان خود ، به خصوص ابی والز قرار داشت . او هرژه را تشویق می کرد تا از تن تن به عنوان ابزار پروپاگاندای کاتولیک برای تاثیر بر کودکان بلژیک استفاده کند.

استیون اسپیلبرگ ، از سه داستان خرچنگ با چنگالهای طلایی ، راز تک شاخ و گنج راخام قرمز از مجموعه ماجراهای تن تن برای شکل دهی داستان فیلم خود بهره گرفته است. سه داستان استفاده شده در انیمیشن ، طی سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳ توسط هرژه نگاشته شده اند. تلاقی زمان نگارش متن این داستانها با جنگ جهانی دوم همچنین اشغال بلژیک توسط آلمان ، داستان‌های هرژه را تحت تاثیر قرار داد.

لی پتیت وینگتایم که ماجراهای تن تن تا قبل از اشغال بلژیک را منتشر می کرد ، به وسیله ی نازی ها توقیف می شود.با این وجود هرژه می پذیرد که یک تن تن جدید برای لی سویر خلق کند .

ترکیب ایدئولوژی های لیبرالیزم و سوسیالیزم در تن تن مشهود است. شاید بتوان تاثیر تفکرات نازیسم را نیز در این اثر مشاهده کرد به خصوص سه داستانی که دست مایه ی کار اسپیلبرگ قرار گرفته اند ، در زمان حاکمیت نازی ها بر بلژیک انتشار یافته اند. حتی رسانه ای که در این دوره ی زمانی اثار هرژه را منتشر می کند وابسته به نازی ها بوده است. از این روی شاید اینگونه بتوان نتیجه گیری کرد که هرژه به خاطر جلوگیری از عدم انتشار اثارش تا حدودی از تفکرات نازیسم در آثار خود استفاده کرده است هر چند در انیمیشن ساخته ی اسپیلبرگ اثری از نازیسم به چشم نمی خورد و بخشی که مروج تفکر نژادپرستی است در حیطه ی ایدئولوژی لیبرالیزم قابل بررسی است.

 خلاصه داستان :

 تن تن، به همراه سگش در بازار قدیمی شهر بروکسل در حال گشت و گذار است که با ماکت کوچک کشتی قدیمی قرن هفدهمی به نام یونیکورن(اسب شاخدار) مواجه می شود. تن تن ماکت کشتی را خریداری می کند. این ماکت روگرفتی از کشتی متعلق به سرفرانسیس است. کشتی سرفرانسیس پس از حمله دزدان دریایی به سرکردگی مردی خبیث به نام راکام سرخپوش (با بازی دانیل کریگ) در دریا غرق شده و گنج گران قیمتی را با خود به قعر آبها می برد. تن تن پی می برد که سرفرانسیس، سه ماکت مشابه ساخته و نقشه گنج غرق شده را در آنها جا سازی کرده است تا به دست نوادگانش برسد. اما مردی به نام ساخارین از نوادگان «راکام سرخپوش» ظاهر شده و به دنبال آن یافتن نقشه هاست…

khate-taligh

 کاراکترها و بازیگران:

characters-list1-low

characters-list-2-low

 مولفه های استراتژیک و فلسفی :

 

۱- ایندیویژوالیزم (individualism):

ایندویژوالیزم یا فردگرایی (تفرد)  یک وضعیت اخلاقی ، فلسفه ی سیاسی یا یک ایدئولوژی است که بر ارزش های مد نظر فرد تکیه دارد. فردگراها به دنبال تحقق  اهداف ، تمایلات  شخصی از منظر مادی گرایانه هستند به گونه ای که علائق فردی بر علائق و اهداف جمعی مقدم شمرده می شوند و اصالت جامعه و یا قدرت بالادستی مورد پذیرش انان قرار نمی گیرد.

در این ایدئولوژی اصالت با خواست فرد است و گرایش به سمت جامعه به انحا مختلف نفی می گردد. فرد به دوری از جامعه می اندیشد و خویشتن را مستقل می داند و از دریچه ی دید خود به قضاوت در مورد موضوعات مختلف  می پردازد. او به تنهایی  دست به تبیین روش زندگی برای خویش می زند . خواست جامعه اهمیت چندانی برای فردگراها ندارد . استقلال از جامعه تا جایی پیش می رود که فرد از تعاملات خود با همنوعان خویش می کاهد و با مرور زمان خود را در یک انزوای مبهم و پوچ مشاهده می کند.

لیبرالیزم ، اگزیستنسیالیزم و انارشیزم نمونه ای از جریانات فلسفی و ایدئولوژیک هستند که فرد را به عنوان واحد مرکزی در تحلیل های خود به کار می گیرند.

هسته ی اصلی لیبرالیسم مفهومی به نام لسه فر است. مفهوم لسه فر در جمله ی ” بگذار هر چه میخواهد انجام دهد ” خلاصه می شود. با پذیرش چنین دیدگاهی اصالت تشخیص صحت و سقم اعمال ، تفکرات ، تمایلات و خواست بشر است که در نهایت به نوعی اباحی گری در گفتار و کردار می انجامد. جایگاه مفهوم لسه فر به شکلی شفاف در ایندیوژوالیزم قابل طرح است. چرا که در تفرد عامل  تصمیم گیر و تصمیم ساز خود فرد است و قدرت بالادستی نمی تواند بر خواست او تحمیل اراده کند  یا چارچوب و معیارهای لازم را برای ادامه ی زندگی او مشخص نماید.

فردگرایی تنها در تعاملات اجتماعی خلاصه نمی شود بلکه با تحت تاثیر قرار دادن سبک زندگی بشر ، تغییر و تحولات ملموسی در معماری ، پوشش ، اقتصاد ، فرهنگ و هنر ، سیاست و حتی امور نظامی به وجود خواهد آورد.

با نگاهی کوتاه به سبک معماری اکثر کشورهای جهان ، نفوذ پر قدرت این تفکر به وضوح خود نمایی می کند. حتی در ایران سبک معماری فرد گرا به شکلی روز افزون در حال گسترش است و متاسفانه عزمی جدی برای زدودن ان وجود ندارد.

تن تن نوجوانی ۱۷ ساله ، خبرنگار روزنامه ای در بلژیک است. هیچ اثری از خانواده ی او در انیمیشن مشاهده نمی شود. او در یک اپارتمان مجردی به همراه سگش ، اسنوی زندگی می کند و همواره در پرونده های حساس و مهم در لباس یک شرلوک هولمز ظاهر شده و به پلیس اینتر پل یاری می رساند.

individualism

او به همراه سگش دست به ماجراجویی های حیرت انگیزی می زند و مخاطب را به همراهی با خود دعوت می کند. تن تن در سطحی بالاتر از بزرگسالان ، با هوش و ذکاوت و نکته سنجی ، قهرمانی خویش را به رخ همه می کشاند.

تن تن به عنوان یک نوجوان شخصیتی فردگرا دارد که حتی در خانه ی مجردی زندگی می کند و اصلا سخنی از والدینیش به میان نمی آورد.

قهرمان نوجوان فیلم ، تور فرد گرایی خویش را به شکل گسترده پهن می کند تا به واسطه ی ان  به صید باورهای کودکان و نوجوانان بی گناه بپردازد و با نگاهی متفرعنانه خطرات سفرهای پر هیجان را بدون طلب کمک از خداوند متعال پشت سر گذارد .

پیامی که در پی مشاهده ی عملکرد تن تن به مخاطب کودک و نوجوان تلقین می شود ، اصالت فرد و استقلال محض آنها از خانواده است.

فردگرایی محض تا جایی پیشتازی می کند که حتی خانواده در زندگی نوجوان ماجراجویی چون تن تن جایگاهی ندارد. شاید وجود خانواده نوعی عامل محدود کننده و بازدارنده از نظر نویسنده به حساب آمده ! که دست به خلق کاراکتر پروتاگونیست متفرد زده است.

قهرمان نوجوان انیمیشن که باید الگوی کودکان و نوجوانان باشد بی خانواده رها شده است ، ساخارین و هادوک دو قهرمان انتاگونیست و پروتاگونیست فاقد علقه های خانوادگی هستند انها تنها به داستان اجداد پدری گذشته ی خود اشاره و افتخار می کنند و حرفی از خانواده خود ، همسران و فرزندانشان نمی زنند. هدف اصلی انان تحقق اهداف اجدادشان و کسب گنج است. دیدگاه مادی گرایانه انها تا جایی پیش می رود که ارزش معنوی خانواده هیچ انگاشته می شود .

در کلام نبی مکرم اسلام امده است که ” دست خدا بر سر جماعت است؛ هرگاه فردى از جماعت جدا شود شيطان او را مى ربايد، همچنان كه گرگ گوسفند جدا مانده از گله را. “

باید توجه داشت جماعتی که در دین تعریف می شود با جامعه ی مد نظر انسان غربی کاملا متفاوت است. جماعت ذیل پرچم دین ، از امام خود پیروی می کنند و گام به گام (شیعه وار) به دنبال او حرکت می کنند. انان قوانین الهی را ملاک و معیار قرار می دهند و در قبله ای واحد به سمت معبودی واحد به نماز می ایستند. در قاموسشان ایثار و از خودگذشتکی جایگاه والایی دارد و برای رسیدن به اهداف والای الهی گام برمی دارند . انان برای نیل  به متاع دنیوی هیچ گاه  حقوق خدا و مردم را تضعیع نمی کنند.

فرد نیز در اسلام جایگاه والایی دارد اما به تبع تکلیف حقوقی اش باید به حقوق سایر برادران و خواهران دینی خود احترام بگذارد. در فردگرایی غربی ، فرد همه چیز را فدای خواست و تمایلات خود می کند و حقی برای سایرین قائل نیست و این موضوع تا جایی پیش می رود که خودکامگی و خودخواهی محض به بار می آورد .

در عصر حاضر کودکان و نوجوانان مسلم  باید در مقابل حجم گسترده ای از تیرهای الوده به سم فردگرایی واکسینه شوند و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه به مبانی صریح و انسان ساز اسلام ناب محمدی رجوع شود.

۲- نظام دو قطبی :

جهان غرب در طول تاریخ همواره جبهه ای برای خود تعریف و دشمنان خود را در جبهه ی مقابل قرار می دهد. با مراجعه به تاریخ تمدن غرب ، تقریبا کهن ترین نظام دو قطبی که در جهان تعریف شد ، نظام دو قطبی شرق و غرب است.

نظام دو قطبی به دو دسته تقسیم می شود :

۱- نظام دو قطبی بین تمدنی

۲- نظام دو قطبی درون تمدنی

از زمان تشکیل اولین و بزرگترین امپراطوری جهان ، همواره بین جهان غرب و شرق نزاع سختی وجود داشته است. در دوران باستان ، یونان به عنوان نماینده ی تمدن غرب در مقابل ایران به عنوان نماینده ی شرق توصیف می شود. پس از افول جایگاه یونان ، روم جای آن را گرفته و به مقابله با ایران می پردازد. با گذر از دوران امپراطوری روم ، قدرت به فرانسه در دوران شارلمانی منتقل می شود. البته فرانسه نیز نمی تواند قدرت جهان غرب را تثبیت کند و به اجبار قدرتش را در اختیار امپراطوری بریتانیا می دهد. انتقال قدرت بار دیگر ادامه می یابد و در عصر حاضر ایالات متحده ی امریکا به عنوان برترین قدرت غرب در مقابل جهان شرق قرار دارد.

bipartisan-low

 اما دوقطبی گرایی غربی ها تنها محدود و محصور به نزاع دو تمدن شرق و غرب نمی شود و این نگاه درون تمدن غرب به شکلی متفاوت تکرار می شود. از این میان می توان به تقسیم امپراطوری روم به شرق و غرب ، تقسیم بندی المان به شرقی و غربی و همچنین نزاع شوروی و امریکا  اشاره کرد.

با مروری گذرا به تاریخ نظام دوقطبی مشخص شد ، این مقوله قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال دارد.

در عصر حاضر بروز و ظهور این دو قطبی دیرینه در سیاست بیش از سایر ساحت های قدرت قابل مشاهده است. به خصوص در ایالات متحده ی امریکا دوحزبی گرایی سیاسی بشدت دامن زده می شود.

republican-democrat-2012

البته دو قطبی گرایی در عرصه ی سیاست باقی نمی ماند و در حوزه ی ورزش نیز نفوذ می کند. امروزه ورزشکاران از دو تیم مخالف در مقابل یکدیگر قرار گرفته و به مقابله تن به تن و گروه به گروه  با هم می پردازند.

بین دو شخصیت اصلی انیمیشن هادوک و ساخارین ، نزاعی دیرینه  وجود دارد. این نزاع داستان را شکل می دهد و ماجراها در بستر نظام دو قطبی شکل گرفته و بسط داده می شوند. تن تن به عنوان قهرمان نوجوان ، با ورود به زمین دو قطبی ، طرف هادوک را گرفته و به نوعی با پذیرش این قاعده ، خود را در مقابل ساخارین می بیند. او تمام تلاش خود را برای کمک به هادوک به عنوان یک طرف ماجرا می کند و در  نهایت با کمک قهرمان ! شراب خوار داستان ، می تواند بر ساخارین فائق آید.

با بررسی ویژگی های هادوک و ساخارین ، می توان به وجود نظام دو قطبی در داستان  پی برد.

زمین دو قطبی اغلب با رنگ های ابی و قرمز تعریف می شوند. در دوران نزاع و مقابله ی سرد بلوک شرق و غرب ، رنگ منتسب به بلوک غرب آبی و رنگ منتسب به بلوک شرق قرمز بود. در عرصه ی سیاست دو حزب دموکرات و جمهوری خواه ایالات متحده ی امریکا به رنگ های ابی و قرمز تفکیک می شوند. بنابراین تمایز رنگ ها در تفکیک حزب گرایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

رنگ پیراهن هادوک از ابتدای داستان تا انتها بجز مواردی خیلی جزیی همواره ابی است.

رنگ کت و شلوار ساخارین نیز بجز مواقعی گذرا و کوتاه همواره قرمز است.

haddok

از نظر ویژگی های شخصیتی هادوک فردی دائم الخمر و اباحی گر است که پایبندی چندانی به اصول اخلاقی ندارد. زمانی که در خلسه فرو می رود خاطرات اجداد و گذشتگان خود را به یاد می آورد. با توجه به دیرینه ای که از وی در سلسله داستان های تن تن بیان شده  جد او یکی از تجار مطرح دربار پادشاه انگلیس ، چازلز دوم در قرن ۱۷ میلادی است و این موضوع وابستگی هادوک به دربار انگلیس را نشان می دهد. انارشیسم و بی نظمی در گفتار و رفتار او کاملا مشهود است . البته هادوک با قهرمان نوجوان فیلم رابطه ی بسیار خوبی دارد و او را دوست خود می داند.

Sakharine

در سوی دیگر میدان نزاع ، ساخارین فردی است که هیچ گاه لب به شراب نمی زند. او همواره کت و شلوار به تن دارد و دارای پوششی  مرتب ، منظم و شیک است. بر خلاف هادوک ، که اهمیت چندانی برای لباس رسمی قائل نیست ، ساخارین خود را ملتزم به رعایت این اصول می داند.مشی او بر خلاف انارشیسم و بی نظمی است و سعی می کند در کارها نظم را رعایت کند. البته وی دارای شخصیتی خشن است که برای رسیدن به اهدافش جان انسانها را به راحتی می گیرد! او رفتار خشنی با تن تن دارد حتی خطاب به زیردستانش دستور قتل او را صادر می کند. اسم ساخارین نیز ، ریشه ی روسی دارد. همچنین جد ساخارین راخام سرخ است که در جایی از داستان ، جد هادوک از او با عنوان شیطان سرخ یاد می کند.

هادوک دارای ویژگی های یک فرد لیبرال و ساخارین در نقطه ی مقابل ، یک سوسیالیست یا کومونیست است . نزاع این دو با هم تداعی کننده ی نزاع بین قدرت های غرب و شرق یعنی ایالات متحده ی امریکا و شوروی در قرن بیستم میلادی است.

۳- لیبرالیسم و نفی کومونیسم (liberalism – anti comunism) :

هرژه نویسنده ی مجموعه داستانهای ماجراجویی های تن تن ، در این بخش از داستان ، تلاش کرده است تا برتری لیبرالیسم بر کمونیسم را به رخ مخاطبان بکشد. شواهد تاریخی که از این نویسنده و کارتونیست معروف برجای مانده ، وابستگی و علاقه ی او به احزاب راست گرا را به اثبات می رساند.

با نگاهی گذرا به مجموعه اثار تن تن ، وجود نوعی نفرت و مقابله با کومونیسم در انها کاملا مشهود است.در اولین ماجراجویی در شوروی ، تن تن علیه کومونیسم به مبارزه می پردازد.او بولشویک ها را خطری برای کشورهای دموکرات قلمداد می کند و با این کار الم جنگ را علیه نظام کومونیستی شوروی بلند می کند. با توجه به مطالبی نیز که در مبحث نظام دو قطبی مطرح شد ، هادوک نماد بشر لیبرال و ساخارین نماد بشر کومونیسم هستند.

درگیری و نزاع دیرینه ای بین اجداد هادوک و ساخارین وجود داشته است که حتی با گذشت زمان نوادگان انان به واسطه ی کینه ی ایدئولوژیکی که نسبت به هم دارند ، دست از دشمنی با یکدیگر بر نمی دارند. در داستانی که هادوک از اجداد خویش برای تن تن تعریف می کند عبارت هایی نظیر شیطان سرخ و پرچم قرمز را به خاندان ساخارین نسبت می دهد. هادوک در حالی از رنگ قرمز سخن می راند که رنگ پرچم کمونیسم قرمز است. وی همچنین از نزاع بین اجداد او با شیطان سرخ می گوید که این امر نزاع بین لیبرالیزم با کمونیسم را تداعی می کند.

پس از وقوع اتفاقات متعدد و نبرد برای کشف رمز مکان گنج ها ، هادوک با کمک تن تن موفق می شود ساخارین و همراهان وی را شکست دهد.

در پایان پس از مبارزه ی چرثقیلی ، و اندکی شمشیر بازی ! ساخارین از حریفان خود شکست می خورد و از کشتی به دریا افکنده می شود.

در واقع پیروزی هادوک بر ساخارین محدود به کسب گنج نمی شود بلکه می توان برداشتی ایدئولوژیک از این اتفاق داشت. شکست ساخارین و اجداد او توسط خاندان هادوک تداعی کننده شکست کومونیسم از لیبرالیزم است.

در مبحث ایندیویژوالیزم مطرح شد که تن تن دارای ویژگی های فردگرایی است. او با تمام توانش به هادوک در زمینه ی دست یافتن به گنج یاری می رساند که این نشان دهنده ی تفاهم ایدئولوژیک بین هادوک و تن تن است. ایندیویژوالیزم ره آورد لیبرالیسم است بنابراین می توان این گونه نتیجه گرفت که هادوک و تن تن هر دو ، لیبرال هستند.

بازخوانی نبرد لیبرالیزم و کمونیسم و شکست کمونیسم در حالی در انیمیشن تن تن رقم می خورد که امروز ، ایدئولوژی لیبرالیزم با تمام ساحت ها و شقوقش در حال افول است. جوامع لیبرال از نظر اقتصادی ، اجتماعی و حتی سیاسی و نظامی با مشکلات عدیده ای روبرو هستند که بیان انها از حوصله ی بحث خارج است.

لذا لیبرالیزم دیگر یکه تاز میدان ایدئولوژی در جهان نیست و دیری نخواهد پایید که مانند کمونیسم به زباله دانی تاریخ می پیوندد.

۴- رئالیزم (realism) :

نفوذ رئالیزم را می توان در هنر، تئاتر ، روابط بین الملل ، ادبیات ، علم ، اخلاق و فلسفه مشاهده کرد.

رئالیزم مطرح در انیمیشن ، رئالیزمی علمی ، مستقیم و اخلاقی است.

رئالیزم اخلاقی ، که ذیل کاگنیتویسم فرااخلاقی مطرح می شود ، به طور خلاصه ادعا می کند :

۱- جملات اخلاقی گزاره ها را بیان می کنند.

۲- برخی از گزاره ها صحت دارند.

۳- تشخیص صحت گزاره ها  مبتنی بر ویژگی های عینی جهان و مستقل از باورهای ذهنی می باشد.

با توجه به ادعای مطرح در رئالیزم اخلاقی ، تشخیص صحت و سقم گزاره های اخلاقی بر ویژگی های عینی جهان صورت می گیرد. این دیدگاه در تعارض با ذهن گرایی مد نظر خردگرایان است.

اصالت در اخلاق مداری در این تفکر عین گرایی است.

بر خلاف ادعای رسیونالیست ها که اصالت را به ذهن و محتوای ان می دهند ، رئالیست ها اصالت را به عین و ویژگی های عینی جهان که با حس گرایی و تجربه قابل اثبات است ، می دهند.

در رئالیزم مستقیم ، که ریشه در تئوری ادراک دارد ادعا می شود حس ها ، اگاهی مستقیم از جهان خارج را برای انسان فراهم می آورند. این دیدگاه در تعارض با ایده الیسمی که در آن اصالت با ایده های وابسته به ذهن و برخی فرم های شک گرایی است ، قرار دارد.

چشم انداز رئالیستی همان چیزی است که انسان از اشیا همان گونه که هستند دریافت می کند. اشیا از ماده هستند ، فضایی را اشغال می کنند و دارای ویژگی هایی نظیر اندازه ، شکل ، بافت ، بو ، طعم و رنگ هستند که معمولا به درستی قابل ادراک هستند.

از منظر رئالیزم مستقیم اصالت با ماده و حس است.

Naive_realism

در داستان تن تن ، فردی رئالیست است. او در کلامی که با هادوک منعقد می کند به این ویژگی خود با صراحت تمام اعتراف می کند.

وقتی تن تن از دست یافتن به گنج ها نا امید می شود ، هادوک به وی می گوید : فکر می کردم تو ادم خوشبینی هستی . تن تن در جواب می گوید : من واقع بین (رئالیست) هستم.

اما رئالیست بودن تن تن تنها در این دیالوگ و در یک جمله ی کوتاه خلاصه نمی شود بلکه شیوه ی رفتاری وی اثبات کننده این موضوع است.

تن تن در کنار پیشه ی  خبرنگاری ، فردی بسیار کنجکاو و با ذکاوت است. او در صحنه های مختلف همچون قتل حضور دارد و مانند شرلوک هلمز یا هرکول پوارو به جمع اوری شواهد می پردازد. رئالیزم در وجود او نهادینه شده است به گونه ای که برای کشف واقعیت ها از گزاره های عینی زیادی کمک می گیرد. تن تن بر اساس شواهد عینی و مادی تصمیم گیری و اهداف خود را دنبال می کند و اعتقادی به ذهن گرایی و تخیل پردازی محض ندارد.

دیدگاه فرااخلاقی و اخلاقی که رئالیزم مطرح می کند دارای مشکلات عدیده ای است. یکی از مشکلات مهم اخلاق رئالیستی ، تفکیک جهان به دو پارادائم ذهن و عین است. فهم و ادراک غیب با لوازمی که رئالیست ها مبنای عمل خود قرار می دهند غیر ممکن است.از این منظر نمی توان جایگاهی برای خدا در این تفکر قائل بود. عین گرایی رئالیستی به هیچ وجه به خداگرایی منتهی نخواهد شد بلکه به نوعی دیدگاه ماتریالیستی می انجامد. لذا اخلاقی که از این تفکر ناشی می شود در چارچوب و پارادایم اسلام قابل تعریف نیست بلکه جایگاه ان در پارادائم امانیسم است.

اخلاق در دین اسلام ذیل مفاهیم ، احکام و باورهای دینی تعریف می شود به همین خاطر در اخلاق اسلامی جایگاه حرام و حلال الهی و حق و باطل کاملا شفاف و مشخص است بر خلاف اخلاق رئالیستی که ملاک و معیار سنجش عینیت گرایی است.

رئالیزم مستقیم نیز که نزدیکی زیادی با رئالسیم علمی دارد به مثابه اخلاق رئالیستی اصالت را به عین می دهد با این تفاوت که دیگر مسائل اخلاقی طرح نمی شوند بلکه ساحت علمی رئالیزم در این عرصه خودنمایی می کند. همان گونه که امروز بازرسان پلیس در فیلم های هالیوودی از اصالت علمی بهره می گیرند ، تن تن نیز مبتنی بر شرایط موجود به نوعی پایبند به رئالیزم علمی و مستقیم است.

۵- الکلیزم (Alcoholism) :

الکلیزم یا می بارگی به معنی گرایش به  استفاده ی بیش از حد و غیر قابل کنترل مشروبات الکی است. می بارگی عوارض بسیار شدیدی بر تمام ارگان های بدن دارد.

از جمله عوارض استفاده بیش از حد مشروبات الکلی می توان به لکنت زبان ،  خواب آلودگی ، استفراغ ، اسهال ، مشکلات تنفسی ، انحراف دید و شنوایی ، تصمیمات غیر منطقی ، کاهش ادراک و هماهنگی ، عدم هوشیاری ، کم خونی به علت از دست رفتن گلبول های قرمز و اغما اشاره کرد.

استفاده طولانی مدت از الکل سبب بروز سیروز کبدی ، پانکراتیت ، صرع ، پلی نوروپاتی ، بیماری های قلبی ، کمبودهای تغذیه ای ، اختلالات جنسی و در نهایت منجر به مرگ خواهد شد.

در اموزه های دین مبین اسلام مصرف مشروبات الکلی حرام است تا جایی که در قران کریم می خواری عمل شیطان شمرده می شود.

در سوره ی مبارکه ی مائده ایه ۹۰ آمده است :

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام [نوعى بخت‏ آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد.

اما با کمال تعجب یکی از قهرمان های مثبت ! فیلم فردی می خوار و دائم الخمر است. بطری های مشروب مدام در دستان هادوک خودنمایی می کنند. اگر لحظه ای این دلبر دیرینه ! از او دور گردد هوش و حواس خود را از دست می دهد و استفاده از مشروبات الکلی برخلاف عوارضی ناشی از مصرف الکل ، هوشیاری او را در پی دارد. زمانی که هادوک شراب مصرف می کند به شکل حیرت انگیزی با فرو رفتن به خلسه ای شیطانی ، به غواصی در اعماق تاریخ می پردازد و حقایق نادیدنی را کشف می کند!

alcoholism

تن تن او را از خوردن شراب منع می کند ، اما همین ماده ی سحر امیز نجس ! است که به داد انها رسیده و نقش یاری رسان را بازی می کند.

هادوک در زمان خماری ، تمام اطلاعات گذشته و تاریخ اجدادش را فراموش می کند اما زمانی که پای مشروب به میان می آید تاریخ همچون صحنه های فیلم سینمایی از مقابل دیدگان او عبور می کند.

مصرف مشروبات الکلی نه تنها با قوت نفی نمی شود بلکه کاراکتر پروتاگونیست را در رسیدن به گنج دیرینه ، یاری می رساند و نقش مثبتی در این مسیر ایفا می کند.

۶- نژاد پرستی (racism) :

نژاد پرستی یکی از ویژگی های ذاتی تمدن غرب است.

با تورق صفحات تاریخ  می توان به نمونه های بسیار زیادی از خباثت های غرب در حوزه تحمیق و استعمار ملل و سایر تمدن ها دست یافت.

پیدایش ایالات متحده ی امریکا که عصاره ی تمدن غرب به حساب می آید ، با قتل عام سرخپوستان بومی امریکا و به بردگی کشیدن سیاه پوستان افریقا همراه بوده است.

غربی ها حتی دست از قتل و غارت بر نداشتند و به سلاخی بومیان تاسمانی روی آوردند.

تا دهه های اخیر در ایالات متحده ی امریکا به عنوان کشور برتر جهان غرب ، بردگان حق رای نداشتند.حتی در سال های اخیر سیاه پوستان به جرم های واهی در زندان های امریکا با اوضاعی اسفناک روبرو هستند . اخیرا نیز یک نوجوان بی گناه سیاه پوست در امریکا به ضرب گلوله ی یک سفید پوست به نام جورج زیمرمن به قتل رسید اما دادگاه حکم تبرئه ی قاتل را صادر کرد.

George-Zimmerman-and-Trayvon-Martin

در این میان دستگاه پر قدرت دروغ پردازی غربی ها با همتی مضاعف تلاش می کند بر پیشینه پر از جنایت و شیطان صفتی خود سرپوش گذاشته و درعکس العملی کاذب با فرار رو به جلو مسلمانان و تمدن های مخالف غرب را متهم به توحش کرده و خود را تمدن برتر معرفی می کنند.

پرداختن به نژادپرستی در مجموعه داستانهای تن تن نیز ظهور و بروزی جدی دارد.

در سفر پر از افت و خیزی  که تن تن و هادوک به یک جزیره ی افریقایی- عربی دارند ، رفتار انها به اعراب و مسلمانان از بالا و به شکل ارباب رعیتی است. در این حین اهانت هایی به اعراب و مسلمانان روا داشته می شوند که به راحتی نمی توان از آنها گذشت.

عمر بن سلاد که یک تاجر عرب است از بلبل میلان (زن اپراخوان ) برای اجرای موسیقی در قصرش دعوت به عمل می آورد. به هنگام حضور بلبل میلان در قصر ، دستیار عمر بن سلاد دست خود را برای خوشامدگویی به سمت زن خواننده دراز می کند اما مورد استقبال قرار نگرفته و رد می شود.

بلبل میلان با نخوت و لحنی تمسخر امیز خطاب به بن سلاد و دستیارانش می گوید :

” این اولین سفر من به جهان سوم است.”

او برتری قومی و ملیتی خود را با غرور تمام به رخ اعراب می کشد.

بن سلاد خود نیز به بهانه ی خوشامدگویی به بلبل میلان خم شده و بر دست این زن آوازه خوان با حقارت تمام بوسه می زند.

racism-bolbole-milan-va-bensalad

زمانی که ساخارین و گروهش از قصر بن سلاد خارج می شوند ، تن تن و هادوک به تعقیب آنها می پردازند در حین تعقیب و گریز تانکی در شهر نیز به دنبال انها می آید اما موفق نمی شود انها را از تعقیب ساخارین بازدارد.پس از اینکه هادوک و اسنوی در دام ساخارین گرفتار و با اب انداخته می شوند راننده ی تانک که یک عرب است با حماقت خود منجر به سقوط تانک در دریا می شود.

این صحنه ای دیگر است که اعراب مورد تمسخر و تحقیر قرار می گیرند.

هنگامی که تن تن در بازار جزیره افریقایی در حال گشت و گذار است ، چهره ای که از اعراب به نمایش در می اید بسیار نازل و سخیف است. مرد عربی از سطل آب می نوشد ، فروشندگان و گذرکنندگان با تعجب به تن تن و هادوک نگاه می کنند.

خیابانها و کوچه های جزیره ی افریقایی بسیار در هم ریخته و نامنظم نشان داده می شود در حالی که وطن تن تن بسیار مدرن ، پیشرفته و شیک به نمایش در می آید. مردم عرب در تعب و سختی های زیادی زندگی می کنند اما مردم در شهر بروکسل اسودگی خاطر و ارامش دارند.

وسائل نقلیه در بلژیک اتومبیل ها هستند در حالی که در جزیره ی افریقایی چهارپایانی مانند شتر به عنوان وسیله ی نقلیه مورد استفاده قرار می گیرند.

ساختمانهای موجود در بروکسل مجلل و لوکس هستند و در انها انواع وسائل برای راحتی انسانها تعبیه شده است در حالی که مردمان عرب در خانه ی خود روی زمین خالی از فرش یا موکت می نشینند.

racism-arab-and-belgium

تا حدودی سعی شده است پوشش های عربی و اسلامی بد و زشت و در مقابل پوشش های غربی زیبا و شیک  جلوه داده شود.

تن تن با ماجراجویی های خویش ، سبب می شود برخی از ساختمان های  موجود در باگار تخریب شوند و با این کار اندک نظمی که بر انجا حاکم است را بر هم می زند. تن تن با وجود حجم تخریب بالا که به همراه هادوک به بار آورده است در سکانسی گذرا تنها به یک عذر خواهی زبانی اکتفا می کند و به خرابکاری خود ادامه می دهد. او برای به دست آوردن راز اسب شاخدار ، بدون اجازه به خانه های اعراب تجاوز می کند و در این زمینه  به هیچ اصولی پایبند نیست.

نکته قابل تاملی که نمی توان از آن عبور کرد این است که تن تن و ساخارین بابت خرابی هایی که به بار آوردند هیچ جریمه و خسارتی به طرف اسیب دیده پرداخت نمی کنند که البته این ویژگی جزئی از خصلت های پلید و شیطانی جهان غرب به شمار می آید. انها (جهان غرب) همواره در طول تاریخ برای تحقق اهداف نامشروع خود دست به تخریب و نابودی اموال و دارایی‌های کشورها و دولت ها زده اند اما به جای پرداخت غرامت به استعمار و تسخیر قدرت در کشورهای ضعیف تر روی آوردند.

با توجه و تامل در موارد مطرح شده ، در انیمیشن ماجراجویی های تن تن ،  نژاد پرستی به شکلی ملموس و مشهود تبلیغ و ترویج می شود. در این انیمیشن اعراب نژاد ضعیف و حقیر شمرده می شوند در حالی که چهره ی مناسب و فراتر از اعراب ، به بشر غربی نسبت داده می شود.

نژاد پرستی به شدت در تعارض با نص صریح قران و اموزه های دین مبین اسلام است در حالی که تمدن غرب همواره خود را نژاد برتر از سایر تمدن ها معرفی کرده است.

قرآن کریم، هرگونه تفکر نژادپرستانه را محکوم نموده است و همه انسان ها را فرزند یک پدر و مادر و قهراً فاقد برتری نژادی، قومی و مذهبی می داند.

در سوره ی مبارکه ی حجرات آیه ی ۱۳ آمده است :

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

ترجمه : اى مردم، بى‏ترديد ما همه (افراد نوع) شما را از يك مرد و زن (آدم و حوّا) آفريديم، و يا هر فرد شما را از يك پدر و مادر خلق كرديم، و شما را قبيله‏ هاى بزرگ و كوچك قرار داديم تا همديگر را بشناسيد (پس در ميان شما برترى نژادى نيست بلكه) مسلّما گرامى‏ترين شما در نزد خدا پرهيزكارترين شماست همانا خداوند بسيار دانا و آگاه است.

تفاوت در رنگ، نژاد و ملیت، مایه فضیلت کسی بر دیگری نیست. از نظر قرآن، اختلاف زبان ها و رنگ ها از آیات و نشانه های الهی و وسیله ای برای شناخت افراد و اشخاص از یکدیگر است؛ اگر همه انسان ها یک شکل، یک رنگ و دارای قد و قواره یکسان باشند، زندگی دچار مشکل و هرج و مرج می گردد.

از نظر قرآن کریم، انسان ها نسبت به یکدیگر فضیلتی جز به تقوا ندارند و مجموعه انسان ها، “خانواده بشری” و “امت واحد” را تشکیل می دهند. خداوند متعال در سوره ی مبارکه بقره ایه ۲۱۳ می فرماید :

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

ترجمه : همه مردم (پيش از بعثت پيامبران صاحب شريعت) يك گروه بودند (كه بدون شريعت آسمانى طبق اقتضاى عقولشان زندگى مى‏كردند، اما كم كم در امور دنيوى خود به اختلاف افتادند) پس خداوند پيامبران را (با دين و شرايع آسمانى) مژده رسان و بيم دهنده برانگيخت و همراه آنها كتاب ( آسمانى) را به حق (و هدفى والا و عقلانى) فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند. (سپس در خود كتاب اختلاف پيدا شد كه گروهى اصل آن يا معارفى از آن را نپذيرفتند) و اختلاف در آن را پديد نياوردند مگر كسانى كه كتاب به آنها داده شد آن هم پس از آنكه دلايل روشنى (در اين باره) براى آنها آمد، از روى حسد و برترى‏طلبى در ميان خودشان. پس خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، به توفيق خود، به حقى كه در آن اختلاف داشتند راهنمايى نمود و خداوند هر كه را بخواهد به راهى راست هدايت مى‏كند.

۷- جنسیت گرایی (sexism):

تعصب بیش از حد به یک جنس خاص منجر به بروز چنین تفکری در جوامع مختلف می شود. تبعیض جنسیتی ریشه در آداب و رسوم ، قوانین ، باورها و تفکرات غلط دارد. در جنیست گرایی نوعی برتری جنسیتی مردان بر زنان یا زنان بر مردان مطرح و رواج داده می شود. جنبش های متنوعی در اعصار مختلف بر این مبنا شکل گرفته اند که هر کدام در پی زدودن برتری جنس برتر و اعلام خود به عنوان جنس برتر بوده اند.

حرکت جنبش فمینیسم که در قرن ۱۹ شکل گرفت و در قرن های بعد بسط و گسترش یافت در دامنه ی این مقوله قابل بررسی است.

یکی از اهداف اصلی فمینیسم زدودن برتری مردان و برتری بخشیدن به جایگاه زنان نسبت به مردان است. چشم اندازی که فمینیسم برای آینده ترسیم می کند حاکمیت زنان بر جهان است. امروزه شیوع بیش از پیش و افراطی حضور زنان در مناصب مهم حکومتی در اقصا نقاط جهان گویای این موضوع است.

البته در مقابل جریان پر سر و صدای فمینیسم ، جریان فالونیسم شکل گرفت که خواستار برتری مردان بر زنان است.

زد و خورد و تقابل جریان های این چنین ناشی از وجود تفکر جنسیت گرایی در جهان به خصوص غرب است.

با غوصی در اعماق دریای پر از تلاطم تاریخ ، این امر مسجل می شود که مساله جنسیت گرایی در ذات تفکر و فلسفه ی غرب نهادینه شده و توسط فلاسفه و متفکران مطرح غرب بارها به این موضوع پرداخته شده است. در فلسفه ی ارسطو ، زنان و بندگان محکوم به اسارت هستند و هرگز حق شرکت در کارهای عمومی را ندارند. سقراط نیز زن را منشا انحطاط بشریت می داند .توماس آکویی ناس (یکی از رهبران پر آوازه ی مسیحی است که معروف به آکویی ناس قدیس است) می گوید : زن بر اساس مقصود اولیه طبیعت که کمال جویی است خلق نشده است بلکه بر اساس مقصود ثانویه طبیعت که زشتی  و فرتوتی است خلق شده است .

لذا چمبره و سیطره تفکر جنسیت گرایی در میان بزرگان فلسفه و کلام غرب با تامل و توجه در گفته های آنان کاملا اشکار است و ریشه جنسیت گرایی در داستان‌های تن تن را می توان در چنین پیشینه ی فکری جستجو کرد.

هرژه نویسنده مجموعه ماجراجویی های تن تن ، به دلیل عدم توجه به شخصیت زن به ترویج تبعیض جنیستی در اثارش متهم شده است.تنها کاراکتر زن مهم در اثار او ، بیانکا کاستافیوره (بلبل میلان) است که به نوعی احمق و بی توجه به واکنش های منفی طرفدارانش تصویر می شود.

در انیمیشن تن تن محصول سال ۲۰۱۱ نیز زنان تقریبا تاثیر چندانی در تغییر و تحولاتی که به وقوع می پیوندد ، ندارند. کاراکتر زن مهم انیمیشن یعنی بلبل میلان تنها به عنوان یک خواننده ی ژانر اپرا نمایش داده می شود  که صدای او گوش حاضران را به شدت می‌آزارد تا جایی که افزایش بیش از حد فرکانس صوتش موجب شکسته شدن شیشه ها و عینک های محدوده ی اجرای او می‌گردد.

در انیمیشن تن تن برتری مردان بر زنان به وضوح  نمایش داده می شود. نقش بسیار محدود زنان از یک سو و نمایش سخیف جایگاه آنان از سوی دیگر این موضوع را به اثبات می رساند. نقشی برای مادران و همسران در پویانمایی تعریف نشده است. در هیچ جای فیلم تن تن از پدر و مادرش حرفی به میان نمی آورد و خبری از همسران هادوک و ساخارین در داستان نیست . این موضوع روشن نمی شود که  ایا هادوک ، ساخارین و تن تن به شکلی مشروع متولد شده اند یه نه . اصالت رحم در زاد و ولد مشروع با پذیرش چنین دیدگاهی زیر سوال خواهد رفت چرا که در انیمیشن کلامی در مورد مادران و همسران منعقد نمی شود.

۸- مرکانتیلیسم (mercantilism):

خط تعلیق اصلی انیمشن تن تن حول محور کسب گنج و طلا می گردد.

mercantilism-low

 هادوک و تن تن از یک سو ، ساخارین و دستیارانش از سوی دیگر به شدت در تلاش هستند تا گنج موروثی خاندان هادوک را کشف و تصاحب کنند.  نزاعی سخت بین این دوجبهه در می گیرد که در نهایت هادوک و تن تن ماجراجو موفق به کسب آن گنج می شوند.

انها برای کسب ثروت از هر حربه و ابزاری استفاده می کنند.

در مرکانتیلیسم ، ثروتمندان و قدرتمندان سعی می کنند تا جان و مال مردم را به تسخیر خواست و تمایلات دنیوی خود دراورده و به نوعی انها را به بردگی بکشانند.

انسان های مرکانتیلیست در میدان خود فروشی ، جان و مال خود را به بهایی اندک می فروشند غافل از اینکه تنها خریدار واقعی جان و مال انسانها خداوند متعال است.

ساخارین با استفاده ی ابزاری از بلبل میلان ، به تحمیق و تحقیر اعراب می پردازد و به واسطه ی این عمل ، می تواند بخشی از پازل معمای گنج را به دست آورد.

بلبل میلان در بازار خود فروشی ، صدایش را در ویترین دنیاطلبی قرار می دهد تا گرگان حریص در لباس انسان را اغوا و علاوه بر فروش جان خود ، در انها غوایت ذهنی و فکری ایجاد کند.

بن سلاد نیز خود را در بند صوت فریبنده ی ، بلبل میلان می کند تا جایی که بر دستان او بوسه می زند.

برای انسان های مرکانتیلیستی نظیر هادوک ، ساخارین و تن تن ، تخریب شدن و نابودی اموال و دارایی های اعراب اهمیتی ندارد. هادوک با شلیک یک ار پی جی سد جزیره ی افریقایی را تخریب و بدون دلهره و نگرانی از کنار آن عبور می کند . تن تن نیز برای کسب برگه های رمز ، بدون اجازه به خانه ی ساکنان وارد می شود چرا که پایبندی به اصول اخلاقی در قاموس مرکانتیلیست ها معنایی ندارد.

پیام تلاش های نوجوان قهرمان انیمیشن به هم سن و سالان خود این است که کودکان و نوجوانان می توانند برای کسب ثروت از هر روش و حربه ای حتی خلاف اخلاقیات استفاده کنند.

تعارض این پیام با کلام وحی در اینجاست که تنها خریدار مال و نفس انسان خداوند است ( اما از منظر مرکانتیلیسم ، بشر می تواند مال و نفس خود را به هر کس و ناکسی بفروشد). انسانها حق ندارند با تحقیر و تحمیق دیگران به اهداف خود دست یابند. انها نباید از سایرین به عنوان پلی برای دست یافتن به اهداف خود سو استفاده کنند.

خداوند متعال در ایه ۱۱۱ سوره مبارکه ی توبه می فرماید :

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

ترجمه : در حقيقت‏ خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏ جنگند و مى‏ كشند و كشته مى ‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله ‏اى كه با او كرده ‏ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است .

این ایه ی مبارکه ی قران کریم ، دست رد به سینه ی مرچنت ها می زند و انسانها را به فروش نفس و جان خود به خدا ، به جای فروش نفس و جان خود برای مطامع پست دنیوی ، دعوت می کند.

نتیجه گیری :

jadval

به این مطلب امتیاز دهید



8 پاسخ به “تَن تَن اسپیلبرگیزه شده ؛ پژواک نوای لیبرالیزم”

  1. حام می‌گه:

    چرت و پرت…خود هرژه هم که اینو نوشته اینا رو نمی دونسته …جنسیت گرایی…جمع کنید بابا

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      ضمن عرض تشکر خدمت جنابعالی بابت زحمتی که برای نگاشتن نظرتان کشیدید و وقتی که گذاشتید کلامم را با جمله ای اخلاقی می آغازم:
      هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود. {نهج البلاغه(صبحی صالح) ص۴۷۸}
      و اما بعد …
      اگر مشکل شما تنها مبحث جنسیت گرایی است باید خدمتتان عرض کنم خود غربی ها به این موضوع اذعان دارند که جنسیت گرایی یا سکسیسم در مجموعه داستانهای تن تن مشهود است. اگر به متن نقد نیز توجه کرده باشید در این رابطه توضیحاتی ارائه شده است.
      اگر مشکل شما با سایر مباحث و ایدئولوژی های مطرح در انیمیشن است باید خدمتتان عرض کنم که اساتید مطرح غرب به وجود ایدئولوژی و فلسفه در آثار سینمای غرب اذعان و بدان اصرار دارند. برای آشنایی بیشتر با نقطه نظرات فلاسفه معاصر غرب که به مطالعه و رصد فلسفه در سینما پرداخته اند به وب سایت های andphilosophy.com یا andphilosophy.ir مراجعه کنید و کتابهای مربوطه را دانلود و مطالعه فرمایید البته اگر حوصله دانلود و مطالعه را داشته باشید …
      اگر هرژه را مبرا از ایدئولوژی گرایی و استفاده از مفاهیم فلسفی در آثارش می دانید بهتر است به زندگی نامه این نویسنده مراجعه کنید تا متوجه جریاناتی (فکری، فلسفی، سیاسی و …) که بر این فرد تاثیر گذاشته اند و نیز تاثیراتی که او بر سایرین گذاشته است، بشوید. البته به بخشی از زندگی نامه ی هرژه در متن نقد اشاره شده است که احتمالا یا چشم شما نخواسته آن را ببیند یا اینکه متن خود را از شما پنهان ساخته است !!!

       
  2. مهدی می‌گه:

    لطفا انیمیشنTHE BOOK OF LIFEرانقدکنید

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      از توجه جنابعالی نهایت تشکر را داریم.
      بله نقد انیمیشن کتاب زندگی تقریبا آماده است و ان شاء الله به زودی در سایت قرار خواهد گرفت.
      در پناه حق باشید.

       
  3. علی می‌گه:

    سلام.خسته نباشید
    درخواست میکنم که انیمیشن توربو رو نقد کنید
    همچنین یکسوال دارم:در بحث نژادپرستی که مطرح کردید بنظرم اغراق شده.چیزی که فیلم تن تن نشان داده خالی ازواقعیت نیست.یعنی شما به جهان نگاه کنید رفتار پادشاهات وحکام عربی فعلی درواقع شبیه که چه عرض کنم خود خود بن سلاد است.درواقع نشان دادن این سکانس ها القای نژادپرستی نیست بلکه نشان دادن حقیقته.اینکه اروپا خیابان هاتمیزه وکشورهای اسلامی زشت وبدلبت هستند هم بازخالی ازواقعیت نیست.شیعیان اون هم شیعیان ایران درصد کمی ازمسلمانان رو تشکیل میدن تازه خودایران هم همچین آبادنیست.شمابه وضع مردم یمن ،اردن،عربستان و…نگاه کنید چه بسا تصویر انیمیشن تن تن بهتر از وضعیت واقعی مسلمانان است.معدودکشورهای اسلامی هم که یکم آبادترهستند(ازلحاظ معماری وساختاراجتماعی)نظیر لبنان وامارات یا درصدی جمعیت غیرمسلمان نظیر مسیحی داشته اند یا بطورکامل تسلیم غرب شده اند!اگر اینجوریه که شما میگید هرفیلمی که دودقیقه یک تصویر واقعی از جامعه اسلامی نشان بده ودرمقابلش دودقیقه ازاروپا فیلم نشان بده یعنی نژادپرستی!

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      علیکم السلام و رحمه الله
      از اینکه زحمت کشیدید و نظر گذاشتید، سپاسگزارم.
      در مورد سوال شما توجه به چند نکته حائز اهمیت است.
      ۱- نژادپرستی عضو و جزء جدایی ناپذیر پیکر تمدن غرب چه در گذشته و چه در حال حاضر بوده است. به بردگی کشیدن سیاهان و ایجاد تمدن امریکا بر دوش این قشر مظلوم، قتل و غارت سرخ پوستان و تصاحب سرزمین های آنان در زمان به اصطلاح کشف قاره امریکا، کشتار و کندن پوست سر سرخپوستان توسط تاسمانی در منطقه ای که امروز به استرالیا و نیوزیلند موسوم است؛ تحقیر، حبس، شکنجه و کشتار سیاه پوستان در امریکایی امروزی، برتری جویی نژادی توسط انگلوساکسون ها و قائل نبودن به حق اجتماعی و سیاسی برای سیاه پوستان تنها بخشی از جنایاتی است که تحت عنوان نژادپرستی جای می‌گیرند. پس تمدن غرب یک عقبه ی ایدئولوژیک در زمینه ی ریسیسم یا نژادپرستی دارد و نمایش این موضوع در فیلم ها و انیمیشن ها خالی از علت و سبب نیست.
      ۲- آیا تاکنون با خود اندیشیده اید که چرا برخی کشورها و ملت ها (که غربی ها ان ها را عقب افتاده و جهان سومی می خوانند) از نظر اوضاع معماری و شهرسازی در شرایط مناسبی قرار ندارند؟ یکی از علل آن چپاول و غارت امول کشورهای ضعیف توسط عمدتا کشورهای غربی و به جان هم انداختن ملت های همسایه تحت استراتژی تفرقه بینداز و حکومت کن بوده است. آیا تصور می کنید مردم در کشورهای افریقایی خود به زندگی در چنین شرایط سختی تمایل دارند؟ خیر؛ افریقا سرشار از منابع طبیعی و معدنی گرانبها بوده و هست که این منابع بارها و در مقاطع مختلف تاریخ توسط تمدن غرب به چپاول رفته است. در اجلاسی در اکرا غرامت که تمدن غرب به افریقا وارد کرده است ۷۷۷ تریلیون دلار بوده است. حال شما تصور کنید اگر افریقا و مردم آن این مقدار ثروت را در دست داشت چه شرایطی پیدا می کرد. به بیان واضح تر تمدن غرب با قتل و غارت، چپاول و فریب دیگران برای خود برج و بارویی ساخته و به آن افتخار می کند.
      ۳- تمدن غرب با اینکه خود را داعیه دارد دموکراسی می داند همواره از حکام ظالم و سفاک عرب حمایت کرده است. چرا غرب تا این حد تلاش می کند حاکمیت دیکتاتورها بر کشورهای عرب و مسلمان ادامه داشته باشد؟ یک علت آن، عقب نگاه داشتن مردم و سیطره بر اموال و منابع آن هاست. این موضوع خود نوعی دیگر از برتری جویی است.
      ۴- کارگردان این انیمیشن استیون اسپیلبرگ شخصیتی معروف و شناخته شده در سینمای جهان است. اسپیلبرگ یک یهودی صهیونیست است. وی رگه هایی از تفکر خود را نیز در داستان تن تن وارد کرده است. نیک می دانید یکی از ویژگی های مهم یهودیان صهیونیست نژادپرستی و ریسیسم است. این تفکر در انیمیشن تن تن به واسطه ی کارگردان صهیونیست آن، نفوذ بیشتری یافته است. برتری نژادی در انیمیشن محصور به مقایسه تمیز بودن یا نبودن شهر نمی شود بلکه این موضوعات جزئی از مقوله ی نژادپرستی به شمار می روند. تمسخر بن سلاد و دستیارش توسط بلبل میلان و جهان سومی خواندن باگار، تخریب منازل و برخی زیرساخته های باگار بدون اجازه ساکنان انجا و بدون پرداخت غرامت، تحقیر مردم باگار و نمایش چهره ای فلک زده و عقب افتاده از آنان، در هم ریختگی بافت اجتماعی باگار، احمق پنداشتن مردم باگار و خیلی موارد دیگر همگی اجزای دیگری از نژادپرستی غربی را به تصویر می کشند.
      مخاطب ناآشنا با اسلام و آموزه های آن تصور می کند این اسلام است که کشورهای عرب مسلمان را به فلاکت و بدبختی دچار کرده است در حالی که چنین موضوعی هیچ ارتباطی به اسلام ندارد. پس نمایش چهره ی در هم بر هم و نامنظم از باگار علاوه بر تخریب جایگاه و نژاد عرب، چهره ی اسلام را نیز مخدوش می کند.
      قابل تذکر است که در مجموعه داستان های تن تن مولفه های دیگری از نژادپرستی و ریسیسم وجود دارد که به علت طولانی شدن مطلب از توضیح و تشریح آن خودداری می کنم.

       
  4. محمد می‌گه:

    نقد بسیار خوبی بود
    و همه مطالب رو که نوشیتید قبول دارم
    ولی چرا اینقدر کلمات رو قلمبه وسلمبه می نویسید و فهم مطلب کمی سخت می شود

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      از لطف شما برادر عزیز سپاسگزارم.
      چون رویکرد ما به سینما، رویکردی استراتژیک و کلان نگرانه است پس استفاده از واژگان فلسفی و استراتژیک اجتناب ناپذیر است. همان طور که یک مهندس باید با زبان ریاضی و هندسه آشنایی داشته باشد تا مطالب تولید شده را فهم کند یک افسر جنگ نرم در حوزه رسانه و سینمای استراتژیک نیز با مفاهیم استراتژیک و فلسفی اشراف داشته باشد. لذا ضرورت دارد گوش و چشم مخاطب آگاه و بصیر سینما با این واژگان آشنا شود. شاید در ابتدا سخت باشد اما در ادامه و با قدری مطالعه و بررسی فهم واژگان آسان می شود. اگر در فهم برخی واژگان دچار مشکل شدید با ما در میان بگذارید تا توضیحات بیشتری ارائه دهیم.

       

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *