عروس مرده
corpse-bride-poster

عروس مرده؛ سفر فانتزی ماده‌گرایانه‌ی برتون به عالم مردگان

مقدمه:

عروس مرده انیمیشن فانتری امریکایی- انگلیسی است که به سبک استاپ موشن توسط شرکت‌های لایکااینترتینمنت و تیم برتون پروداکشنز تولید و در سال ۲۰۰۵ میلادی روی پرده‌های سینما رفت. کمپانی وارنربرادرز مسئولیت توزیع انیمیشن را عهده‌دار شد.

1-Warner-Bros-Inter_logo

کارگردانی اثر نیز به تیم برتون نام آشنا و مایک جانسون رسید.

2-burton and johnson

تیم برتون که به سبب سبک ویژه و منحصر به فرد در فیلمسازی و طراحی شخصیت‌های عجیب و قریب معروف است در این اثر نیز به همراه دوستانش دست پختی فراهم آورده تا ژولیدگی‌های و تاریکی‌های درونی خود را به خورد مخاطبان دهد.

3-tb_corpsebride

برتون و تیمش در عروس مرده جهان زندگان را سرد و مرده و جهان مردگان را شاد و پرهیاهو تصویر می‌کنند. حتی رنگ‌ها خود سخن می‌گویند و وجه تمایز جهان زندگان و مردگان را در علن فریاد می‌زنند. عالم مردگان مامن اسلکت‌هایی است که پای می‌کوبند و می‌رقصند و از حال فعلیشان در طرب‌اند در حالی که زندگان در سردی و خفقانی درونی و بیرونی عصر ویکتوریایی به سر می‌برند. با این حال تفاوت عمده‌ای در مکان زندگی مردگان و زندگان دیده نمی‌شود. هر دو عالم مادی‌اند و خبری از ماوراء در میان نیست. گویی برزخ و آخرت نیز مادی‌اند و ماده همه جا را فرا گرفته است. نقش آفرینان عالم پس از مرگ عروس مرده تفاوت چندانی با بازیگران دنیای او ندارند جز اینکه مردگان عمدتاً اسکلتی‌اند و زندگان گوشت بر استخوان دارند. کیمیاگری نیز به راحتی (در کنار سختی‌هایش!) مردگان را به عالم زندگان منتقل می‌کند. ملکوت، معنا، روح، خدا، غیب یا هر آنچه که خبر از عالم ماورا می‌دهد هم مانند دیگر آثار تیم برتونی نه در دنیای عروس مرده جایی دارند و نه در آخرتش! و این ترفندهای جادوگرانه‌ی کیمیاگری اسکلتی کهن‌سال به نام الدر است که اذن انتقال از عالمی به عالم دیگر را صادر می‌کند.

عالم فانتزی عروس مرده البته نیاز به بررسی عمیق‌تر دارد. در ادامه به مطالعه‌ی نقد و تحلیل این عالم عجیب و غریب بنشینید.

نقد و تحلیل اثر:

ویکتور پس از ترسیم تصویر پروانه‌ای روی کاغذ، پروانه‌ی زیبای آبی رنگی که در ظرفی شیشه‌ای حبس کرده است را آزاد می‌کند. پروانه در فضای روستایی اروپایی در دوره‌ی موسوم به ویکتوریا به پرواز در می‌آید.

5-butterfly in corpse bride

در خیابان‌های سوت و کور روستا، مردی زنگوله به دست موعد عروسی ویکتور ون دورت و ویکتوریا اورگلات را با صدای بلند در یکی از میدان‌های مهم روستا جار می زند. ویکتور پسر تاجر ماهی و ویکتوریا دختر خانواده‌ای اشراف زاده است. خانواده‌ی اورگلات در اوضاع نابسامان اقتصادی به سر می‌برند و در صورت وصلت نکردن با خانواده ون دورت تمام دارایی‌های خود را از دست داده و مجبور می‌شوند باقی عمرشان را در نوانخانه‌ها سپری کنند. در مقابل، خانواده‌ی وان دورت به علت وجود اختلاف طبقاتی در عصر ویکتوریا برای بهبود جایگاه خود در طبقات اجتماعی رایج، تلاش می‌کنند پسرشان ویکتور را به عقد دختر خانواده اورگلات درآورند. قرار ازدواج در حالی بین خانواده‌ها منعقد شده است که ویکتور و ویکتوریا هیچ شناخت و آشنایی با یکدیگر ندارند و تنها علل مادی است که گرایش خانواده‌ها برای ازدواج آن دو را به دنبال دارد.

6-victor and victoria

خانواده‌ها با مبنا قرار دادن معیارهای مرکانتیلیستی (سوداگرایانه) در حالی به استقبال ازدواج فرزندانشان می‌روند که احساسات، عواطف انسانی، عشق و علاقه زوجین به یکدیگر نادیده گرفته می‌شود و والدین بدون شناختی از طرف مقابل تنها به دنبال سودخواهی هستند. در مرکانتیلیسم سود مبناست و سایر گزاره‌ها به تبع آن تعریف می‌شوند و خواست فرد بر سایرین ارجحیت دارد. بشر مرکانتیلیست با خودخواهی تمام علاوه بر اخذ حقوق خود، به تضییع حقوق دیگران و انباشت هر چه بیشتر ثروت می‌پردازد.

پیش از برگزاری مراسم عقد و عروسی ویکتور با ویکتوریا دیدار می‌کند. در اولین ملاقات عشق و محبتی عمیق بین آن‌ها شکل می‌گیرد. زمان برگزاری مراسم عقد فرا می‌رسد. پاستور گالس ولس کشیشی است که برای اجرای مراسم ازدواج در خانه‌ی اورگلات حضور می‌یابد. گالس ولس جملات تعهد برای ازدواج را دیکته می‌کند اما ویکتور ضمن گم کردن دست و پای خود در تکرار گفته‌های کشیش ناتوان ظاهر می‌شود. کشیش که به شدت از دست ندانم کاری‌های ویکتور عصبانی شده اجرای مراسم ازدواج را به وقتی دیگر موکول می‌کند.

7-marry

ویکتور با مشاهده‌ی چهره‌ی برافروخته‌ی آقای گالس ولس هراسان خانه را ترک می‌گوید و قدم زنان در حالی که گرد سیاه شب سقف آسمان را پوشانده به سوی جنگل رهسپار می‌شود و با خود سوگند ازدواج را تکرار می‌کند. او مراسم ازدواج را به شکل تمرینی اجرا می‌کند و حلقه را بر شی‌ای شبیه به انگشتان انسان که از دل خاک بیرون زده، می‌اندازد. صدای سنگین سکوت فضا را فرا می‌گیرد و کلاغ‌ها بر شاخه‌ی درختان به نظاره ویکتور می‌نشینند. در این هنگام قطعه چوب بی جان، زنده شده و دستان ویکتور را با شدت زیاد به سوی خود می‌کشاند. درحالی که ترس و وحشت تمام وجود ویکتور را فراگرفته، به سمت عقب حرکت می‌کند تا از شرایطی که در آن گرفتار شده خلاصی یابد اما همراه با تکه استخوانی که پیش‌تر در دل خاک فرورفته بود به چندم‌تر آنسوتر پرتاب می‌شود. سپس زنی که لباس عروس برتن پوشیده و نیمی از بدنش از اسکلت پوشیده شده و نیمی دیگر عادی است، از دل زمین سر برون می‌آورد.

8-corpse bride

 ویکتور با مشاهده‌ی این صحنه دوان دوان صحنه را ترک می‌گوید اما گویا دست سرنوشت(!) او را به این عروس مرده رسانده است و گریزی از آن نیست!

عروس مرده با بوسیدن ویکتور روح او را به تسخیر خود در آورده و به جهان مردگان می‌برد.

9-land of dead

اما …

چگونه ممکن است مرده بدون اذن الهی زنده شده، سر از خاک برآرد و قیام کند؟ چه کسی توانایی زنده کردن مردگان را دارد؟ آیا مردگان می‌توانند، روح و جسم زنده‌ها را تسخیر کرده و به جهان مردگان انتقال دهند؟

پاسخ به این پرسش‌ها در اصل معاد نهفته است. یکی از اصول مهم اسلام که بارها در کتاب وحی و از زبان انبیاء و ائمه بیان شده است معاد و ایمان به آن است.

10-iman

سربرآوردن عروس مرده از دل خاک و قیام و حرکت روی زمین هر چند نوعی برخاستن است اما با معادی که در اسلام بر آن تاکید می‌شود تفاوت و تضادهایی بنیادین دارد. مبتنی بر آیات و روایات متعدد معاد جسمانی تنها به اذن خدا و در قیامت صورت می‌پذیرد در صورتی که عروس مرده بدون اذن الله و به علت تصور ازدواج با ویکتور قیام می‌کند. در قیامت همه‌ی انسان با صیحه‌ی سهمناک صور اسرافیل می‌میرند و باری دیگر به اذن خدا سرازخاک بر می‌آورند و در محکمه‌ی عدل الهی حاضر می‌شوند.

قیام عروس مرده توصیفی متریالیستی (مادی) از اصل معاد است. قیام عروس مرده خیزشی امانیستی است که نه تنها اذن خداوند در آن مبنا نیست بلکه عشق و علاقه‌ی مردگان به زندگان به عنوان پلی برای انتقال آن‌ها از جهان مردگان به جهان زندگان یا بالعکس معرفی می‌شود. مجوز حضور عروس مرده در جهان زندگان و ورود ویکتور به جهان مردگان در گرو عشق (هر چند غیرواقعی) ویکتور به امیلی (عروس مرده) توصیف می‌شود نه تحت حاکمیت، اراده و اجازه‌ی الله. لذا قیام متریالیسی و امانیستی امیلی نافی معاد و ایمان به آخرت به عنوان یکی از متعلقات ایمان است.

در ادامه ویکتور به هوش می‌آید و خود را در جمع اسکلت‌ها و چهره‌هایی عجیب و غریب می‌یابد. او که در حیرت فرو رفته سرخود را به میز می‌کوبد و در ادامه از جمع حاضر چند سؤال می‌پرسد:

11-victor in land of dead

«اینجا چه خبره؟ من کجام؟ شما کی هستید؟»

عروس مرده در پاسخ می‌گوید:

«قصه‌اش طولانیه.»

ویکتور اکنون در جهان مردگان است. در جهان مردگان غوغایی برپا می‌شود.

رهبر ارکستر سمفونیک و موسیقیدان جهان مردگان که گوشت تنش از بین رفته و اسکلتش باقی مانده گروهش را هماهنگ کرده و به اجرای موسیقی می‌پردازد. اسکلتی دیگر که عینک آفتابی بر چشم دارد پیانو می‌نوازد. سایر مردگان با ریتم آهنگ به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

12-music

جهان پس از مرگ در تخیل سازندگان عروس مرده، مکانی است شبیه به جهان زندگان با این تفاوت که اعضای آن از مردگان تشکیل شده است. مردگان قدیمی‌تر تمام اسکلت یا نیمی اسکلت و نیمی گوشت و پوست توصیف می‌شوند. مرده‌های تازه وارد نیز هیئت مادی خود را برای مدتی حفظ می‌کنند و تنها پوستشان به رنگ آبی در می‌آید. تنوع رنگی در جهان مردگان بیشتر از جهان زندگان است و افراد لباس‌های رنگی به تن دارند و اشیا با رنگ‌های گرم تصویر می‌شوند. مدرنیسم بر فضای موجود در جهان مردگان حاکم است در حالی که اوضاع در جهان زندگان از حاکمیت فئودالیزم و اشرافیت سالاری حکایت دارد. سرمایه اجتماعی در تار و پود جهان مردگان نهادینه شده است در حالی که مؤلفه‌های کپیتالیزم و سوداگرایی مبنای عمل زنده‌ها قرار گرفته است. مرده‌ها برخلاف چهره‌های سنگی و اسکلتیشان شاد و خوشحال‌اند اما به سختی می‌توان لبخند را بر لبان زنده‌ها مشاهده کرد.

13-land of dead humans

جهان پس از مرگ از دریچه‌ی نگاه تیم سازنده‌ی انیمیشن، کاملاً متریالیستی و مادی است در حالی که اسلام عالم پس از مرگ را به گونه‌ای دیگر توصیف می‌کند. جسم انسان پس از مرگ با گذشت اندک زمانی در دل خاک پوسیده می‌شود و روح او در کالبدی مثالی (بدنی مثالی یا بدنی برزخی که با جسم مادی دنیایی تفاوت دارد) به عالم برزخ رفته و تا قیامت در آنجا استقرار می‌یابد؛ اما گویا روح در قاموس سینمای هالیوود معنایی ندارد. حتی زمانی که سینماگران غربی به دنبال تصویر عالم ماورا هستند از گزاره‌های مادی و دنیایی بهره می‌گیرند. نمایش سخیف روح (و کالبد برزخی) با تکه‌های استخوان و گوشت که به دنیای مادی تعلق دارند علاوه بر نادیده گرفتن ماهیت اصلی این هدیه‌ و امانت پاک الهی (نفخت فیه من روحی)، ایمان به غیب را نیز مخدوش می‌کنند چرا که توصیف روح بدون ایمان به غیب امری غیرممکن و ناشدنی است. تصویرگری مضحک انسان در عوالم ماورایی حربه‌ای باطل برای نفی غیب است که تیم برتون و دستیارانش به خوبی از پس این کار برآمده‌اند!

ویکتور وقتی مردگان را در حال رقص و پایکوبی می‌بیند فرصت را مغتنم شمرده و محل را ترک می‌گوید. امیلی نیز به تعقیب او می‌پردازد. مرد نقش اول داستان تلاش می‌کند جهان مردگان را ترک کند اما با عروس مرده مواجه می‌شود. امیلی که به شدت شیفته‌ی ویکتور شده هدیه ای به او پیشکش می‌کند.

14-gift

بسته حاوی تکه استخوان‌هایی است که از دست ویکتور به زمین می افتند و بی درنگ به هم ملحق شده و اسکلت سگی را شکل می‌دهند. ویکتور با مشاهده‌ی اسکلت‌ها به کنه شخصیت او پی می‌برد. اسکلت‌های به هم چسبیده هیئت اسکراپس سگ فقید! ویکتور را شکل می‌دهند. با این توصیف سگ‌ها علاوه بر جهان زندگان در جهان مردگان نیز سهمی دارند!

15-victor's dog

ویکتور برای ملاقات مجدد با ویکتوریا بهانه‌ای جور می‌کند. او از امیلی می‌خواهد که به دیدار پدر و مادرش در جهان زنده‌ها بروند. تنها راه انتقال به جهان زنده‌ها ملاقات با الدر گوگکنت است. این موضوع را امیلی از سگ ویکتور در می‌یابد زیرا او زبان حیوانات را فهم می‌کند. بیننده تنها پارس‌های سگ را می‌شنود اما امیلی سلیمان وار معنای کلام پارس‌گونه‌ی سگ را ادراک می‌کند. سخن گفتن با حیوانات و درک گفته‌های آنان ریشه در دیرین گونه‌ی حضرت سلیمان علیه السلام دارد.

الدر گوگکنت در ساختمانی بلند و پر از کتاب زندگی می‌کند. گوگکنت قوانین و رازهای دو جهان مردگان و زندگان را می‌داند. بدن او نیز مانند سایر مردگان کهنسال! از اسکلت تشکیل شده است. الدر دارای ریشی بلند، قدی کوتاه وخمیده است که استخوان جمجمه‌اش کاملاً شکسته و بالازده است. او دانای کل است و تسلط بالایی بر کتاب‌های پیرامونش دارد.

16-Elder Gutknecht

ویکتور و امیلی از الدر می‌خواهند که راهی برای رفتن به جهان زنده‌ها پیش پایشان بگذارد. الدر به دنبال راز و رمز بازگشت به جهان طبقه بالا می‌گردد. نتیجه‌ی تلاش و مطالعات او به جادوی اوکراینی ختم می‌شود!

الدر می‌گوید:

«یه جادوی اوکراینی؛ چیزی که به درد این سفرهای فوری میخوره»

17-magic

الدر ابتدا چند ماده‌ی شیمایی را با هم ترکیب می‌کند و پر کلاغی درون ظرف حاوی مواد می‌اندازد. سپس با فشردن بدن کلاغ او را وادار به تخم‌گذاری می‌کند. در ادامه با شکستن تخم کلاغ غباری زرد رنگ روی بدن ویکتور و امیلی می‌پاشد. جادو اثر کرده و آنها را به جهان زنده‌ها انتقال می‌دهد.

18-return to land of the living

الدر ضمن تصاحب جایگاه خدا بر راز و رمزهای جهان مردگان و زندگان تسلط دارد و با جادوگری و کیمیاگری شرایط بازگشت ویکتور و امیلی به جهان زنده‌ها را فراهم می‌آورد. نویسندگان داستان علاوه بر نفی جایگاه خداوند متعال به عنوان تنها کسی که توان تحقق معاد جسمانی را داراست، راه و روش زنده کردن مردگان و میراندن زندگان را استفاده از جادو و کیماگری می‌دانند. نکته‌ی باریک تر از مو نزد سازندگان عروس مرده اینجاست! که در عالم مردگان جادو و کیمیاگری بر قوانین موجود استیلا دارند و با تبعیت از قوانین جادو و شیمی میت، حی می‌شود و حی، میت. این دیدگاه در تضادی آشکار با نص صریح قرآن است. چرا که تنها زندگی بخش و میراننده، پروردگار عالمیان است.

لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿سوره‌ی دخان – آیه ۸﴾

ترجمه: خدايى جز او نيست او زندگى می‌بخشد و میميراند پروردگار شما و پروردگار پدران شماست.

لهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿سوره‌ی حدید – آیه ۲﴾

ترجمه: فرمانروايى آسمان‌ها و زمين از آن اوست زنده می‏كند و می‌ميراند و او بر هر چيزى تواناست.

پس از حضور در زمین، باری دیگر پروانه‌ی آبی رنگ ابتدای داستان از کنار ویکتور و امیلی عبور می‌کند و در نور مهتاب محو می‌شود. ویکتور که شغافش را به ویکتوریا هدیه داده است به سوی خانه‌ی خانواده‌ی اورگلات روان می‌شود. او با ویکتوریا ملاقات می‌کند اما امیلی ناگهان ظاهر شده و خود را عروس ویکتور معرفی می‌کند.

کشش و کنش عشقی بین ویکتور و ویکتوریا از یک سو و علاقه‌ی عروس مرده به ویکتور از سوی دیگر در مثلثی عشقی خط تعلیق اصلی داستان را شکل می‌دهد؛ اما عشق مثلثی مطرح در پویانمایی عروس مرده تفاوت‌هایی با مثلث‌های عشقی رایج در سینمای هالیوود دارد. در فیلم‌های هالیوودی اغلب سه رأس مثلث عشقی زنده هستند اما در این اثر یکی از رأس‌ها متعلق به جهان مردگان است. در واقع ویکتور از دو زن نقش اصلی فیلم، باید یکی را برگزیند. در صورتی که بخواهد در جهان زنده‌ها باقی بماند باید زن زنده (ویکتوریا) را برگزیند در غیر این صورت با نوشیدن جام زهر جهان زندگان را برای همیشه ترک گوید و اجازه‌ی ازدواج با زن مرده (امیلی) را دریافت نماید.

19-triple-love

ویکتوریا که از ارتباط ویکتور با یک زن مرده در حیرت فرو رفته است، هراسان نزد کشیش گاس ولس می‌رود تا شاید بتواند پاسخی برای پرسشی که ذهن او را مشغول کرده، بیابد.

20-victoria

ویکتوریا از کشیش می‌پرسد:

«یه زنده میتونه با یه مرده ازدواج کنه؟»

اما کشیش ویکتوریا را به خانه بازمی گرداند و خطاب به مادرش می‌گوید:

«او پیوندهای کفرآمیز رو به زبون میاره و ذهنش مختل شده»

کشیش گاس ولس به عنوان نماینده‌ی کلیسا و مسیحیت، مردی بداخلاق، متعصب، عصبانی و زودرنج تصویر می‌شود. او نمی‌تواند ویکتوریا را قانع کند و بدون دلایل محکم ازدواج مردگان و زندگان را کفرآمیز می‌خواند.

تصویری که از یک کشیش به عنوان نماینده مسیحیت ارائه می‌شود در راستای نفی عقاید و باورهای مذهب حاکم بر روستای بی نام در عصر ویکتوریا است. به بیانی واضح تر عروس مرده در پی زدودن دین مسیحیت و نمایش فرآیند سکولاریزاسیون و مدرنیزاسیون در عصر ویکتوریا و دوران پس از آن است.

خانم اورگلات ویکتوریا را به علت این رفتارش در اتاقی حبس می‌کند.

 درشکه‌چی خانواده‌ی ون دورت در میانه راه از دنیا می‌رود اما قبل از مرگش خبر احتمال ازدواج ویکتوریا با لرد بارکیس را از جارچی روستا می‌شنود.

21-doroshkechi

در جهان مردگان ویکتور پس از شنیدن خبر احتمال ازدواج ویکتوریا از درشکه چی و سخنان امیلی تصمیم می‌گیرد که با نوشیدن جام زهر جهان زندگان را برای همیشه ترک و با عروس مرده ازدواج کند. باری دیگر مرده‌ها به جشن و پایکوبی می‌پردازند و با خوردن شراب و کیک و شیرینی مشغول می‌شوند. نمایش مادی جهان پس از مرگ ادامه می‌یابد گویا گرد دنیاطلبی و اصالت ماده بر جهان مردگان پاشیده شده است.

در جهان زندگان کشیش معروف قصه ویکتوریا و لرد بارکیس به عنوان زن و شوهر اعلام می‌شوند؛ اما ویکتوریا به هیچ وجه تمایلی به ادامه زندگی با بارکیس را ندارد.

22-marry 2

برای نوشیدن جام زهر ویکتور به جهان زنده‌ها بازمی گردد و اعضای جهان مردگان نیز او را همراهی می‌کنند. مردم روستا ابتدا با مشاهده مرده‌ها دچار رعب و وحشت می‌شوند اما پس از مشاهده‌ی مردگان خود در بین آن‌ها با یکدیگر همراه شده و به سوی کلیسا حرکت می‌کنند.

23-mix the deads and lives

کشیش گاس ولس مردگان را شیاطین می‌خواند اما ان‌ها بدون آسیب رساندن به او از کنارش عبور می‌کنند و وارد کلیسا می‌شوند. مسئول برگزار کننده مراسم ازدواج در کلیسا الدر است و خبری از کشیش به عنوان نماد دین مسیحیت که به ازدواج رسمیت می‌بخشد، نیست!

در هنگام اجرای مراسم امیلی، ویکتوریا را که در گوشه ای از کلیسا با حسرت مشغول مشاهده‌ی آن‌هاست، می‌بیند؛ اما امیلی به خاطر ویکتوریا از ازدواج با امیلی سر باز می زند و دستان او را در دستان ویکتور می‌نهد. در این حین لرد بارکیس که همسر رسمی ویکتوریا نیز هست وارد کلیسا می‌شود. او با مشاهده در حیرت فرو می‌رود. امیلی پیش از مرگ، عروس بارکیس بوده است که به علت زیاده خواهی های شوهرش توسط لرد مکار به قتل رسیده بود.

نزاع سختی بین بارکیس و ویکتور شکل می‌گیرد. لرد ناجوانمردانه بر ویکتور غلبه می‌کند اما امیلی با سپر کردن خود مانع قتل شخصیت پروتاگونیست فیلم می‌شود. بارکیس که شرایط را برای حضور خود مناسب نمی‌یابد قصد خروج از کلیسا را دارد اما پس از خوردن زهر به جای شراب، پیش از ترک کلیسا به مرگ آری می‌گوید!

24-drink

داستان زندگی لرد بارکیس در کلیسا و جهان زندگان پایان می‌پذیرد. امیلی نیز قدم زنان در حالی که کلیسا را ترک می‌گوید از بند بارکیس رها و به صدها پروانه تبدیل می‌شود.

25-corpse bride butterfly

 

به این مطلب امتیاز دهید



8 پاسخ به “عروس مرده؛ سفر فانتزی ماده‌گرایانه‌ی برتون به عالم مردگان”

  1. سیراب می‌گه:

    سلام
    خدا قوت به شما..
    کارتون خوبه..
    با قوت ادامه بدید
    فقط
    ۱٫اگر به صورت فیلم و کلیپ هم نقد داشته باشید خیلی بهتر هست حتی از نظر بازنشر دادن راحتره
    ۲٫انیمیشن ها و انیمه ها وکارتون های جدید و تازه رو نقد و بررسی کنید
    با تشکر

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      علیکم السلام
      ممنون از توجهتون برادر.
      حتما با دعای خیر شما ان شاء الله به این مسیر ادامه خواهیم داد.
      توصیه های ارزشمندی کردید.
      در مورد کلیپ با شما موافقم! اتفاقا در نظر داریم که به این سمت هم حرکت کنیم. اخیرا هم صفحه ی اینستاگرام پویانقد رو راه اندازی کردیم که با زبانی ساده تر و طراحی گرافیکی مطالب سایت رو انعکاس بدیم.
      ان شاء الله سعی می کنیم آثار جدید سینمایی رو هم مورد نقد و تحلیل قرار بدیم…

       
  2. امین می‌گه:

    خسته نباشید و خدا قوت الان داشتم نقد پرندگان فوتبالیست رو میخوندم دیدم تقارن برگزاریه داربی پایتخت همزمان با المپیک در برزیل(ریو) و ۴ قدم اونورتر همه کشورها تو مجمع سالیانه سازمان ملل در شهر نیویرک جاییکه کلینتون الان یادش افتاده که غش کنه(گل بخودی)بعدش بی سر صدا تو سوریه دارن با اتش بس سر مقاومت رو شیره بمالنن. حالا اگه نگیم صد در صد ولی اکثر این اتفاقای الان ۳ سال قبل توسط این کمپانی سازنده انمیشن پیش بینی شده.معلوم نیست تو این فیلمای ۲۰۱۶ چه خواب برای۲۰۲۰ دیدن.

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      سلامت باشید. ممنون از لطف شما.
      بله. قطعا بین سینما و رسانه ی غربی ها با سیاست مداران و تصمیم سازان (استراتژیست ها که برای آینده ی جهان برنامه ریزی می کنند) روابط تنگاتنگی وجود داره. همچنین بین ورزش و سیاست و سینما. خلاصه اینکه به هیچ وجه نمیتونیم بپذیریم پشت آثار شاخص سینمای غرب هیچ فکری یا برنامه ای نیست. کافیه حوزه های مختلف غرب که تمدن غرب رو شکل دادن رو جریان شناسی کنیم. به عنوان مثال اسپیلبرگ که پایه گذار دریم ورکزه بارها از مقامات سیاسی امریکایی (ویلیام کوهن، بیل کلینتون) و انگلیسی (ملکه انگلیس) مدال و هدیه گرفته. از طرفی خود اسپیلبرگ بارها به احزاب اصلی امریکا به ویژه دموکرات ها کمک مالی کرده. ابرمدیاها و مس مدیاها هم در تصرف و تسخیر جریان صهیونیست یهودیه که اهداف شیطان بزرگ رو پیاده می کنن. برا همین به هیچ وجه نمیشه با ساده انگاری از کنار آثار شاخص سینمای هالیوود و سینمای غرب گذشت …

       
  3. سرباز می‌گه:

    سلام بر شما..نقد های خوبی مینویسید.. اما یک ایراد بزرگی که این نقد و همچنین نقدهای دیگه ی سایتتون دارن اینه که در آخر نتیجه گیری واضح و روشنی از بحث نمیکنید.. مثلا همین نقد بالا هیچ نتیجه ای نداره و با پایان روایت داستان، نقد هم به اتمام میرسه. خیلی بهتره اگه نقدهاتون علمی، مستدل و دارای یک مقدمه اولیه از بحث، بیان پیشینه و سوابق بحث، و در آخر هم نتیجه گیری باشه..دقیقا مثل یک پژوهش علمی…

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      علیکم السلام.
      ممنون از توجه و پیشنهاد سازنده ی شما.
      البته ما سعی کردیم اکثر مطالب سایت دارای نتیجه گیری باشد. اگه به مطالب موجود در صفحه ی اصلی سایت نگاه کنید اکثرا دارای نتیجه گیری هستند.

       
  4. فاطمه می‌گه:

    سلام و خسته نباشید خدمت مدیر محترم بنده دانشجوی کارگردانی هستم قبلا هم در اینجا براتون کامنت گذاشته بودم راستش شما در اینستگرام خیلی فعالیتتون کمه و کمتر کسی الان به سایت ها سر میزند من یه پشنهاد داشتم من حاضرم پیج ایستگرام شما رو مدیرت کنم و همه نقد هارو بذارم این کارو فقط برای خوشجال کردن امام زمانم میکنم اگر مایل بودید به ایمیل من پیغامی بفرستین من دلم میخواد کاری واسه امام زمانم کنم فقط این کار از دستم بر میاد اگر تمایل داشتید در اطلاع بذارید

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      علیکم السلام. به خاطر تاخیر به وجود اومده پوزش میخوام.
      فوق العاده از دغدغه مندی شما سپاسگزارم و امیدوارم خداوند متعال به شما اجر بده. ان شاء الله بتونید در عرصه ی هنر و رسانه تحول آفرین بشید.
      در رابطه با صفحه ی اینستاگرام پویانقد حق باشماست. فعالیت ما در اینستاگرام کمه و ان شاء الله سعی میکنیم یه مقدار بیشترش کنیم و اگه خدا کمک کنه کانال تلگرام رو هم راه اندازی کنیم. حتما اگه کاری بود از توانایی های شما استفاده می کنیم. اگه در زمینه صفحه ی اینستاگرام و تقویت فعالیت هامون در اینستاگرام پیشنهاد یا تجربه ای دارید خوشحال میشیم با ما در میونش بذارید.
      مجددا از شما تشکر می کنم. اجرتون با امام زمان و رب او.

       

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *