کتاب جنگل
the-jungle-book-7591

کتاب جنگل؛ نسخه‌ای داروینیستی برای حیوان شدن | بخش اول

توجه: به دلیل طولانی بودن متن، نقد فیلم کتاب زندگی در دو بخش جداگانه منتشر می‌شود.

مقدمه:

سینمای غرب و در رأس آن هالیوود تیشه‌ای از جنس هنر و ایدئولوژی به دست گرفته تا به ریشه‌ی باور مخاطبان جهانی خود بزند و بر خرابه‌های آن عمارت آرمانی خود را بنا کند. سال‌های متمادی است که هالیوود در قله‌ی سینمای الحاد مبارزه‌ی خود را با جبهه حق علنی ساخته و در این تقابل سهمگین علاوه بر ایجاد تزلزل در ایمان مومنان به دنبال مدیریت قلب و ذهن سایر مردم جهان در جهتی منحط است. سینمای هالیوود یک کل است که حرف‌هایی کلان در سطح مخاطبان جهانی خود می‌زند اما پرداختن به تک مضراب‌های این کُل که نوای تخریب باور مردم و به انحطاط کشاندن آن‌ها را سر می‌دهد، از اهمیت بسزایی برخوردار است. یکی از این مضراب‌های پرطنین که توجه بسیاری از مردم جهان را بر انگیخته و نگاه‌ها را به سوی خود جلب کرده، فیلم سینمایی کتاب جنگل است.

1-the-jungle-book

کتاب جنگل البته قصه‌ای جدید نیست و در گذشته‌های دور و نزدیک همواره مورد توجه بسیاری از شرکت‌های فیلم سازی غربی قرار داشته است. از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به «بچه فیل» لاندن فیلم (۱۹۳۷)، «کتاب جنگل» الکساندر کردا فیلمز (۱۹۴۲)، «کتاب جنگل» دیزنی (۱۹۶۷) و «کتاب جنگل ۲» دیزنی (۲۰۰۳) اشاره کرد.

2-the-jungle-book-movies

با این وجود تکرار مکرر کتاب جنگل حاوی پیام‌هایی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن‌ها عبور کرد. اخیراً (در سال ۲۰۱۶) کمپانی دیزنی همچون گذشته با اختصاص بودجه‌ای ۱۷۵ میلیون دلاری ضمن فاصله گرفتن از فضای فانتزی کارتونی (که بر کتاب جنگل‌های پیشین دیزنی حاکم بود) دست به ساخت کتاب جنگلی جدید در فضایی زنده و واقعی زده است. این کتاب جنگل دیزنی همچون گذشته با استقبال جهانی روبرو شد و توانست با فروشی ۹۶۶ میلیون دلاری نام خود را در رتبه‌ی چهارمین فیلم پر فروش ۲۰۱۶ میلادی و سی و یکمین فیلم پر فروش تمام دوران‌ها به ثبت رساند.

3-the-jungle-book-info

فیلم نامه‌ی این اثر دیزنی را جاستین مارکس بر اساس کتاب جنگل رودیارد کیپلینگ نگاشت.

4-justin-marks

کارگردانی این کتاب جنگل دیزنی نیز به جان فاورو یهودی رسید.

5-jon-favreau

فاورو علاوه بر کتاب جنگل آثار شناخته شده‌ای چون الف، مرد آهنی ۱و۲، گاو باز و بیگانگان را در کارنامه‌ی هنری خود به ثبت رسانده است. او علاوه بر این، تهیه کنندگی فیلم‌های ابرقهرمانی پرفروشی چون اونجرز، مرد آهنی ۳ و اونجرز: عصر اولتران را نیز بر عهده داشته است.

6-jon-favreau-movies

کتاب جنگل از حیث محتوا و مضمون نیز حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. از مباحث هستی‌شناسی گرفته تا جامعه سازی، از قرار داد اجتماعی و فلسفه‌ی سیاسی هابز گرفته تا حیوان اجتماعی ارسطو. از تعلیق هستی شناختی قهرمان اصلی فیلم که قانون گرگ‌ها برایش ملکه و به وجدانش تبدیل شده و حق انتخاب دیگری برای خود قائل نیست تا کلک‌هایی که با همراهی و تشویق‌های بالو به کار می‌بندد و با عبور از خطوط قرمز به کاراکتری لیبرال تبدیل می‌شود که حق انتخاب را خواست فرد می‌داند و نه چیز دیگر.

آنچه گفته شد و بسیاری موارد دیگر، همه و همه از وجود مفاهیم عمیق، فلسفی و استراتژیک خبر می‌دهند. مفاهیمی که نیاز به تعمق و تأمل بیشتری دارند. در ادامه پس از درنگی چند پیرامون داستان زندگی کیپلینگ (نویسنده‌ی کتاب زندگی) به مشروح مفاهیم عمیق موجود در فیلم خواهیم پرداخت.

تاملی در زندگی رودیارد کیپلینگ:

7-rudyard-kipling

کیپلینگ، نویسنده و رمان‌نویس انگلیسی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات در سی‌ام دسامبر ۱۸۶۵ میلادی در بمبئی هندوستان به دنیا آمد. زندگی رودیارد با فراز و فرودهای زیادی همراه بود. او در ۵ سالگی خواندن و نوشتن می‌دانست.

8-young-rudyard-kipling

 برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و در کنار کاپیتان پیر بازنشسته و بدخلقی به تحصیلات ابتدایی مشغول شد. بد رفتاری‌های کاپیتان، کیپلینگ را بارها به فرار ترغیب کرد و او را به بیماری کشاند. کیپلینگ بعدها از این دوران با تلخی فراوانی در خاطراتش یاد می‌کرد. پس از این دوره‌ی پر عذاب او به آغوش پدر و مادر بازگشت و در همانجا به کالج نیروهای متحد انگلستان رفت؛ اما کالج نیز به مذاقش خوش نیامد و ترجیح داد ترک تحصیل کند …

9-kipling-and-father

آنچه گفته شد بخش‌هایی از زندگی کیپلینگ بود که شاید ترحم مخاطب را بر انگیزد و حق را به این نویسنده‌ی انگلوساکسون دهد؛ اما آشنایی با روی دیگر زندگی کیپلینگ از اهمیت بیشتری برخوردار است و واقعیت‌های حیات هنری و زندگی واقعی او را بیش‌تر نمایان می‌سازد.

کیپلینگ یک فراماسون به تمام معنا بود. بر اساس اعلام مجله‌ی ماسونیک ایلاستریتد، کیپلینگ در ۱۸۸۵ پیش از اینکه به حداقل سن معمول ۲۱ سال برسد، یک فراماسون بود. او کار خود را از لژ شماره‌ی ۷۸۲ امید و استقامت (Hope and Perseverance Lodge No. 782) آغاز کرد. کیپلینگ بعدها در تایمز نوشت: «من برای سال‌ها منشی لژ بودم … که شامل هم قطاران (برادرانی) از چهار عقیده (کیش) بود. من (به عنوان یک شاگرد و کارآموز) به وسیله‌ی یکی از اعضای هندوی برهمای سوماج وارد شدم و به وسیله‌ی یک محمدان (مسلمان) درجه‌ی فلو کرافت را گذراندم و با کمک یک مرد انگلیسی (به درجه‌ی ارباب ماسون) توانستم ارتقاء رتبه پیدا کنم. تایلر ما نیز یک یهودی هندی بود».

10-kipling

کیپلینگ علاوه بر اینکه عضو لژ فراماسونری بود، در جنگ جهانی اول با تمام وجود از انگلستان حمایت کرد. با شروع جنگ جهانی اول، مانند بسیاری دیگر از نویسندگان، کیپلینگ با شور و اشتیاق فراوان پمفلت‌ها و اشعاری را برای حمایت از جنگ انگلیس (به منظور کمک به بلژیک که توسط المان‌ها اشغال شده بود) نوشت. در سپتامبر ۱۹۱۴ دولت بریتانیا از کیپلینگ برای نوشتن پروپاگاندا درخواست همکاری کرد؛ کیپلینگ بی درنگ به این درخواست پاسخ مثبت داد.

11-rudyard-kipling

کیپلینگ البته افتخار حمایت از امپریالیسم و کلونلیانیسم (استعمار) و نژادپرستی را با اشعار و نوشته‌هایش به ثبت رسانده است.

نقد و بررسی:

قصه با تصویر جنگل پوشیده از درختان سرسبز و کهن و گونه‌های مختلف گیاهی آغاز می‌شود. پسر بچه‌ای هراسان در حال فرار است. دوان دوان با پای برهنه از روی صخره‌ها و سنگ‌ها می‌پرد، مانند میمون به شاخه‌های درختان آویزان می‌شود و به این سو و آن سو می‌جهد. تلاش می‌کند از مهلکه رهایی پیدا کند؛ اما شاخه‌ی خشک درخت می‌شکند و زمین می‌خورد. برمی‌خیزد و به دویدنش ادامه می‌دهد. در این حین پلنگ سیاهِ خشمگین نزدیک و نزدیک‌تر می‌آید و با پرشی پسر بچه را در اختیار گرفته و خطاب به او می‌گوید:

12-bagheera-on-mowgli

«تو باید بدترین گرگی باشی که تا به حال دیدم. آگه یاد نگیری همراه با گله بدوی همین روزها شام یکی میشی.»

13-bagheera

پلنگ سیاه باگیرا است. او قرار نیست موگلی کوچک را یک لقمه‌ی چرب کند بلکه باید در نقش راهنما، هادی و مراد او ظاهر شده و به این توله بشر کمک کند. باگیرا اولین کسی است که موگلی را در نزدیکی غاری پیدا می‌کند، او را به ساکنان جنگل می‌شناساند و به گله‌ی گرگ‌ها می‌سپارد تا مراقبش باشند.

شاید وقوع چنین اتفاقاتی به دور از ذهن آدمی باشد که پلنگی به زبان انسان سخن گوید، قوه‌ی ناطقه داشته باشد و راهی برای رهایی از وضعیت مبهم موگلی پیدا کند؛ از گله و جمعیت بگوید و نقش حامی و همراه را ایفا کند؛ اما مخاطب با گوش‌های خود می‌شنود و با چشمانش می‌بیند که یک پلنگ سیاه رنگ لب به سخن می‌گشاید و مانند انسان حرف می‌زند.

14-mowgli-and-bagheera

بر خلاف فضای فانتزی برخی کارتون‌ها که در چهره آرایی حیوانات اغراق صورت می‌گیرد و تصویری هر چند نزدیک به حیوان اما خیالی از آن‌ها ارائه می‌شود، این کتاب جنگل دیزنی در فضایی کاملاً رئال و واقعی به نمایش حیوانات می‌پردازد. حیواناتی که نطق می‌کنند، می‌اندیشند و بعضی گروهی (گله‌ای) و بعضی دیگر متفرد زندگی می‌کنند. در واقع اجتماع حیوانات را زبان و قوانینی مشترک به یک جامعه تبدیل کرده است. گویی جامعه‌ی حیوانات درون جنگل، جامعه‌ای انسانی است که مبتنی بر سیاستی خاص چینش و جایگاه هر شخص در آن مشخص شده است؛ اما پیش از شکل‌گیری جامعه باید به موضوع مهم دیگری توجه شود و آن پیش‌زمینه‌ها و محرک‌هایی است که قوانین و سیاست‌های حاکم بر جامعه حیوانات را شکل می‌دهند.

15-jungle-society

پیش از زبان و قانون مشترک، ماهیت و طبیعتی مشترک بین ساکنان جنگل وجود دارد که نوعی اتحاد طبیعی میان آن‌ها برقرار ساخته است. این طبیعت مشترک از اصلی مهم خبر می‌دهد. اینکه انسان در میان حیوانات زندگی مسالمت‌آمیزی را پی می‌گیرد و با آن‌ها رابطه‌ی دوستانه برقرار می‌کند یا اینکه دیگر حیوانات جنگل از زبانی مشترک برای سخن گفتن با انسان درون قصه بهره می‌گیرند، همگی نشان از طبیعت مشترکی می‌دهد که برای کشف واقعیت‌های آن لازم است به خاستگاه آن طبیعت رجوع کرد. اگر طبیعتی مشترک میان انسان و حیوانات ارتباطی برقرار ساخته لذا خاستگاه آن‌ها نیز مشترک خواهد بود. اینجاست که داروینیسم به عرصه می‌آید.

16-evolution

همانگونه که داروین اجداد میمون و انسان را مشترک می‌داند و حتی پا را فراتر می‌گذارد و خاستگاه همه‌ی موجودات را موجود یا عنصری مادی قلمداد می‌کند کتاب جنگل نیز با نمایش وجود زبان و قانون مشترک بین موگلی و حیوانات به وجود اجداد مشترک (میان حیوان و انسان) صحه می‌گذارد. لذا کتاب جنگل از این حیث که خاستگاه و اجدادی مشترک میان موگلی و حیوانات تعریف می‌کند، اثری داروینیستی است. البته باید به این مساله توجه داشت که منظور از خاستگاه مشترک خالق یکتا نیست بلکه عنصر حیات است که در تلقی داروینیستی کاملاً مادی است. از منظر داروینیست‌ها این عنصر به شکل تصادفی به وجود آمده و اذن خالق در خلق آن هیچ جایگاهی نداشته است. علاوه بر این یکی دانستن اجداد انسان و حیوان یا انسان و میمون نیز خود با چالشی اساسی روبروست. چرا که بنا به بیان صریح قرآن و احادیث، خلق آدم ابوالبشر دفعتاً و به اذن پروردگار یکتا صورت گرفته است نه بر حسب اتفاق یا بر اثر تطور داروینیستی که در آن انسان میمون است و در ادامه حیات خود به انسان تبدیل می‌شود.

17-darwin-and-monkey

حال اگر اجداد موگلی و حیوانات مشترک نبوده چرا باید کتاب جنگل زبان و قانونی مشترک برای آن‌ها تبیین کند؟

پاسخ به این پرسش امکان پذیر نیست! به این دلیل که اگر انسان و حیوان یکی نباشند (که نیستند) قوانین و حقوقی نیز که برای آن‌ها تعریف می‌شود نباید یکسان باشد. حتی اگر از وجود قانون مشترک نگوییم، زبان مشترک بین آن‌ها معنایی نخواهد داشت یا قوه‌ی ناطقه‌ی مشترکی که با آن می‌اندیشند و به وسیله‌ی آن یکدیگر را می‎‌فهمند، بی معنا خواهد بود؛ بنابراین هستی شناسی حاکم بر کتاب جنگل هستی شناسی داروینیستی است. چرا که وجود (هستی) انسان و حیوان در کتاب جنگل به یکی بودن و اشتراک اجداد آن‌ها وابسته است.

18-man-is-animal

با این وجود داروینیسم موجود در فیلم تنها در اشتراک اجداد حیوان و انسان خلاصه نمی‌شود بلکه رد پای اصولی چون تنازع بقا، بقای اصلح و گزینش طبیعی که از ارکان داروینیسم به شمار می‌آیند نیز کاملاً مشهود است.

19-survival-of-the-fittest

در قانون جنگل، بقاء از آنِ قوی‌ترهاست.

«بکش در غیر این صورت کشته می‌شوی، بخور در غیر این صورت خورده می‌شوی»

این‌ها قوانین جنگل هستند. در فیلم اگر موگلی با کلک‌هایش نتواند شیرخان را از میدان به در کند هلاک خواهد شد یا اگر از چنگال پادشاه لوئی (میمون غول پیکر) نرهد کشته خواهد شد. در آن سوی میدان شیرخان به سبب زورمندی است که می‌تواند جایگاه گرگ‌ها را تصاحب کند و در رأس قدرت قرار گیرد؛ بنابراین فضای حاکم بر جنگل، فضایی داروینیستی است که بقای سازگارتر را فریاد می زند.

20-survival-of-fittest-in-jungle

با این حال فضای حاکم بر جنگل تنها در گرو داروینیسم نیست بلکه ابعاد دیگری از هستی شناسی غربی بر آن حاکم است. علی رغم اینکه مشکل حیوان پنداری انسان به معضلی غیر قابل حل و هضم تبدیل شده، کتاب جنگل در تلاشی آشکار می‌کوشد، ربطی میان انسان و حیوان برقرار کند. ربطی که از زوایای مختلف انسان و حیوان را در یک جایگاه قرار می‌دهد. وجهی از این ارتباط را انتروپومورفیسم پوشش می‌دهد. بدین معنا که انتروپومورفیسم یا بشردیسی‌گرایی (منتسب کردن صفات انسان به حیوانات، گیاهان و اشیاء و …) در حیوانات وجهی غالب است. به بیان ساده‌تر حیوانات خود انسان هستند. در غیر این صورت تبیین قانون و حرکت در چارچوب آن، آن هم در جنگل بی معنی جلوه می‌کرد. حیوانات نطق می‌کنند، زندگی اجتماعی دارند، نصیحت می‌کنند و راهنمای یکدیگرند و حتی کلک‌های موگلی را نیز فرا می‌گیرند (بالا رفتن بالو از صخره و درخت). از این رو جامعه حیوانات جنگل همگی انسان‌اند با این تفاوت که صورتی حیوانی دارند.

21-animal-society

شاید برخی این نحوه‌ی نگرش به عالم را در داستان پردازی و تخیل پردازی مورد قبول قرار دهند اما واقعیت این است که چه در عالم تخیل و چه در عالم واقع نمی‌توان صورت و سیرت انسان و حیوان را جابجا کرد. مبتنی بر عدل الهی صورت و سیرت انسان با حیوان تفاوت دارد. از طرفی غایت خلقت انسان با غایت خلقت حیوان یکسان نیست. اصل معاد برای انسان حقیقتی انکار ناپذیر است در حالی که حیوان از این اصل برخوردار نیست. بدین معنا که حیوان نفس انسانی ندارد که بخواهد مورد بازخواست قرار گیرد و به بهشت یا جهنم برود؛ بنابراین جابجا کردن صورت و سیرت انسان با حیوان در تقابل با حقیقت انسان (و حیوان) قرار دارد؛ اما علم و فلسفه‌ی غربی موضعی دیگر اتخاذ می‌کند و یکی بودن حیوان و انسان را با فراغ بال می‌پذیرد. این مساله به راحتی در اقوال فلاسفه و متفکران غرب قابل پیگیری است. فلاسفه و متفکرات غربی بر این باورند که انسان حیوانی است که در برخی صفات و ویژگی‌ها با سایر حیوانات متفاوت‌ است. همانگونه که میان حیوانات اختلافاتی از حیث شکل، اندازه، نوع و ویژگی‌های رفتاری وجود دارد بین انسان به عنوان حیوان با سایر حیوانات اختلافاتی وجود دارد؛ هر چند در این اصل تغییری حاصل نمی‌شود که انسان حیوان است!

ادامه دارد …

به این مطلب امتیاز دهید



14 پاسخ به “کتاب جنگل؛ نسخه‌ای داروینیستی برای حیوان شدن | بخش اول”

  1. پیمان می‌گه:

    اگه از نظر اسلام در تخیل هم نمیشه صفات انسان رو به حیوان نسبت داد پس چرا خود ایران داره انیمیشن فیلشاه رو میسازه؟

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      ممنون از نظر شما.
      با دلایل متعدد میشه ثابت کرد که نسبت دادن صفات انسانی به حیوانات هیچ سنخیتی با اسلام نداره. از طرفی این موضوع برخاسته از جهان بینی غربی هاست. مبتنی بر جهان بینی غربی انسان حیوان است و این نگاه به هیچ وجه از نظر اسلام پذیرفتنی نیست. این در مورد غربی ها …
      اما در مورد ایرانی ها:
      ما هیچ خط قرمزی برای هیچ کس قائل نیستیم! منظورم اینه که صرفا نگاه نمی کنیم که کی داره فیلم میسازه بلکه به محتوای فیلم هم نگاه می کنیم… حالا اگه یه ایرانی بیاد یه کارتون، فیلم یا انیمیشنی بسازه که همون جهان بینی غربی ها رو درش به کار برده، قاعدتا باهاش مواجهه صورت میدیم. خط قرمز ما اسلام و حدود الهیه. حالا اگه ایرانی از حدود عبور کرد باید بهش گوشزد کنیم و اگه غربی ها یا شرقی ها از خطوط قرمز عبور کردن باید باهاشون مقابله کنیم.
      نکته ی مهم دیگه باید بهش توجه کرد اینه که اگه ایرانی که خودش رو مسلمون و شیعه میدونه بیاد فیلمی بسازه که مبتنی بر جهان بینی غربیه باید به حالش تاسف خورد. چون چنین فردی به جای اینکه در زمین خودش با قواعد خودش عمل کنه اومده در زمین خودش با قواعد دشمن عمل میکنه مثل این میمونه که من بیام بگم مسلمونم اما هر انچه که کفار انجام میدن رو انجام بدم! این یعنی فاجعه …
      و اما در مورد فیلشاه…
      اگه بخوایم در مورد محتوای فیلشاه صحبت کنیم باید منتظر بمونیم ببینیم چه اتفاقاتی در انیمیشن رقم میخوره. اما با توجه به توضیحاتی که در مورد این انیمیشن دادن و حتی عنوان اون میشه حدس هایی زد:
      – عنوان فیلشاه کاملا شبیه به عنوان شیرشاه. نقد انیمیشن شیرشاه رو در سایت قرار دادیم که میتونید به اون مراجعه کنید و ببینید چه محتواهایی درش نهفته است …
      – متاسفانه در سینمای ایران، چه سینمای کودک و چه سینمای معمول عزم جزمی در زمینه توجه به محتواهای بومی و دینی نیست. شاید گاهی تک مضراب های خوبی بیرون بیاد اما نگاه سینماگر روشن فکر نمای ایرانی به سینما یه نگاه کاملا تکنیکی و فرم گرایانه است. این نگاه به شدت مخربه … غربی ها مبتنی بر جهان بینی خودشون فیلم می سازن حالا ایرانیا وقتی میخوان فیلم بسازن هم تکنیک رو از غربیه میگیرن و هم محتوا رو. انیمیشن فیلشاه ظاهرا هم عنوان رو از انیمیشن غربی ها (شیرشاه) گرفته، هم احتمالا تا حدودی محتوا رو و هم تکنیک رو. خب! این دیگه نمیشه سینمای ایرانی مبتنی بر رویای ایرانی! این میشه سینمای غربی که تیم ساختش ایرانیه و بودجه اش هم مال ایرانه!
      – با توجه به عنوان انیمیشن و خلاصه ای که از اون گفته شده، فیلشاه هم مثل شیرشاه در تعارض با حقیقت انسان، روح و فطرت انسان قرار داره… عدل رو زیر سوال میبره… پس ما نمی تونیم قبول کنیم چون فیلشاه ایرانیه پس اثر بی نقصیه و ما اونو قبول می کنیم. ملاک برای ما حق و باطله. ملاک برای ما حرف دینه…

       
  2. WARLIKE313 می‌گه:

    مثل همیشه عمیق وحرفه ای
    خسته نباشید
    ببخشید یه سوال؟
    چرا از تلگرام استفاده میکنید؟!
    استاد عباسی با این کارموافقند؟؟؟

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      به خاطر نظرات امید بخش شما سپاسگزارم…
      سوال به جایی کردید.
      بله؛ استاد عباسی هم با فعالیت ما و در کل فعالیت جبهه ی انقلاب در تلگرام موافق هستن و این موضوع رو از طریق رسانه ی ملی هم اعلام کردن. البته استاد به این موضوع هم اشاره کردن که ما باید سواد رسانه ای و سواد سایبر رو بالا ببریم تا بتونیم با آثار مخرب این فضاها مقابله کنیم.
      قاعده این هست که دشمن یه زمین هایی ایجاد کرده به اسم فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و شبکه های موبایلی. ما در این زمین ها با قواعد خودمون عمل می کنیم نه با قواعدی که دشمن برامون ترتیب داده. اگه این کار رو بکنیم در واقع جنگ نامتقارن انجام دادیم. یعنی با قواعد خودمون در زمین دشمن بازی کردیم. حضرت آقا هم بارها به ضرورت جنگ نامتقارن اشاره کردن که در بیانات و گفته های ایشون مشهوده.
      نکته اینجاست که ما اگه بخوایم در فضاهای مجازی، شبکه های اجتماعی و شبکه های موبایلی فعالیت داشته باشیم باید حدود الهی رو رعایت کنیم و به تبلیغ و ترویج نگاه اسلام و قرآن بپردازیم…
      ممنون از توجه شما برادر عزیز…

       
  3. WARLIKE313 می‌گه:

    متشکرم ازادب واحترام شما
    ولی بهتر نیست که ما به عنوان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی اولا استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی مثل سروش وافسران و…رو گفتمان سازی بکنیم؟ وشبکه های اجتماعی خارجی رو تحریم بکنیم؟
    دوما استاد خودشون در جلسات کلبه کرامت به کار در زمین دشمن وبی تاثیربودن اون اشاره کردند
    یه عده این فضا(شبکه های اجتماعی خارجی)رو به چاقو تشبیه میکنن ولی چاقویی که دستش دست دشمن باشه نمیشه ازاون برعلیه دشمن استفاده کرد
    دسته شبکه های اجتماعی خارجی مثل فیس بوک وتلگرام و…دست یه مشت یهودیه به همین خاطر تو تاریخ شبکه های اجتماعی خارجی تقریبا میشه گفت یه جنبش موثرضد استکبار که واقعا به بدنه استکبار ضربه بزنه وجود نداره!
    این قضیه مثل داستان مسجد ضرار میمونه که پیامبر(ص)میتونستن برن داخل اون تبلیغ کنن ولی آیه اومد:لا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا!!! لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ
    به علاوه ازنظر فقهی هم استفاده ازاین شبکه ها قابل تامله
    طبق استفتائی که ازسایت دفتر مقام معظم رهبری انجام شد مبنی برحکم استفاده ازنرم افزارهای خارجی به این جواب برخوردیم که استفاده از نرم افزاری که موجب تقویت دشمن اسلام ومسلمین بشه حرام است
    آیا وقتی تعداد مخاطبین این شبکه ها (که حجم عظیمی ازاین ها رو ماتشکیل میدیم!)بالا بره دشمن تقویت نمیشه؟!آیا نمیدونیم که دارن ازاین اطلاعات هم استفاده سیاسی وهم اقتصادی میکنن؟!!!(مستند)
    ودرپایان شبکه اجتماعی لاین وقتی درژاپن اومد همه ژاپنی ها از مردم گرفته تامسئولانشون ازاون حمایت کردند والان لاین جزء بهترین ها وپرمخاطب ترین شبکه های اجتماعیه جهانه!
    یعنی ما از یه مشت کمونیسم ملحد کمتریم که از شبکه های اجتماعی خودمون حمایت نکنیم وازشبکه های خارجی استفاده بکنیم؟!
    ببخشید طولانی شد ولی دغدغه ای بود که باید درمیون میذاشتم
    خوشحال میشم مثل همه نقدهای سایت به این قضیه حرفه ای وفنی نگاه کنیم.

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      ممنون از توجه مجدد شما و پیگیری این مساله …
      سعی می کنم به ترتیب به مواردی که اشاره کردید پاسخ بدم…
      ۱- شبکه های اجتماعی داخلی که شما هم به اونها اشاره کردید بر بستر اینترنت قرار میگیرن. اینترنت هم توسط سازمان های جاسوسی و امنیتی امریکا مثل NSA کنترل و مدیریت میشه. کشور ما ایران هم به اینترنت جهانی متصله و به هیچ وجه دارای اینترنت ملی نیست. حرف هایی هم که اخیرا در رابطه با اینترنت ملی از زبان دولتی ها بیان میشه سخنان کذبی بیش نیست. از طرفی پروتکل های مرجع (مثل TCP/IP) و استانداردهای اینترنت رو هم نهادهای نظامی و دفاعی امریکا مثل DARPA تعریف و تبیین می کنن. پس ما چه از شبکه های اجتماعی داخلی استفاده کنیم و چه از شبکه های اجتماعی خارجی ناگزیریم این قواعد فنی کلی رو بپذیریم. البته بنده هم مثل شما با تداوم چنین رویه ای مخالفم که قواعد فنی و بعضا راهبردی شبکه ای امریکایی ها و غربی ها پیاده بشه؛ منتها با کمال تاسف عزم جزمی برای تعیین پروتکل های بومی، ایجاد نهاد مدیریت سایبر، اینترنت ملی به معنای واقعی کلمه و نهادهای مرتبط دیگه وجود نداره. یه عده ای اصلا به این چیزا باور ندارن. عده ای هم از ظاهر این واژگان سوء استفاده می کنن مثل همون کاری که با اقتصاد مقاومتی کردن و میکنن و کلا مساله رو به محاق میبرن. خب در چنین شرایطی ما چه کار باید بکنیم؟ بشینیم دست رو دست بذاریم تا بعضی از آقایون دست اندر کار از خواب خرگوشی بیدار بشن و به فکر چاره بیفتن؟! حداقل کاری که می تونیم بکنیم اینه که تا زمان تحقق این وعده ها، فعالیت هامون رو متوقف نکنیم چه در شبکه های اجتماعی داخلی چه در شبکه های اجتماعی خارجی… البته شبکه های اجتماعی خارجی هم دسته بندی دارن که مجال برای پرداختن به اونها نیست.
      ۲- استاد در دکترین اقدام نامتقارن نگفتن که اقدام در زمین دشمن بی تاثیره. استاد گفتن در تنظيم نسبت ميان «زمين» اقدام، با «قواعد» اقدام، چهار حالت پديد میاد:
      ۱٫ بهترين حالت: اقدام در زمين دشمن، با قواعد خودي.
      ۲٫ حالت خوب: اقدام در زمين خود، با قواعد خودي.
      ۳٫ حالت بد: اقدام در زمين دشمن، با قواعد دشمن.
      ۴٫ بدترين حالت: اقدام در زمين خود، با قواعد دشمن.
      پس اقدام از در زمین دشمن دو حالت داره که یکی خیلی خوبه و دیگری بد. اگه ما با قواعد خودمون در زمین دشمن بازی کنیم اقدام نامتقارن مثبت انجام دادیم که خیلی خوبه. اما اگه ما رفتیم تو زمین دشمن و و در زمین دشمن با قواعد او بازی کردیم تقریبا قافیه رو باختیم. اما زمین و قواعد خودشون جای تفسیر دارن. در فضای مجازی زمین رو دشمن فراهم کرده حالا ما میایم تو این زمین با قواعد خودمون اقدام و عمل می کنیم. این کار ما مثبت و تاثیرگذاره. ممکنه بگید خب مگه دشمن فضای اینترنت رو مدیریت نمیکنه پس قاعده رو هم اون تعریف میکنه؛ اما پاسخ اینه که دشمن در لایه های فنی قواعد رو تعریف کرده در لایه های جنگ نرم و محتواهای ایدئولوژیک خیلی نتونسته قاعده تعریف کنه (در فضاهای مجازی). هر چند دشمن میتونه ما رو محدود کنه (مثلا گاهی اوقات مانع ایجاد کنه) اما نمیتونه اصل قواعد ما رو نفی کنه. پس ما میتونیم در فضای مجازی که زمین دشمنه با قواعد خودمون عمل کنیم. کما اینکه خود حضرت آقا هم به حضور جدی در فضای مجازی اشاره دارن و حتی دستور ایجاد شورای عالی فضای مجازی رو هم صادر کردن. منتها این حضور شرایط و ضوابطی داره.
      ۳- در رابطه با نظر حضرت آقا پیرامون استفاده از فیس بوک هم به مطالب زیر توجه کنید:
      پرسش: با توجه به اینکه وب‌سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟
      پاسخ: به‌ طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست و الا مانعى ندارد.
      خب! در اینجا حضرت آقا تحت شرایطی استفاده از فیس بوک (به عنوان یکی از شبکه های اجتماعی امریکایی صهیونیستی) رو جایز نمیدونن. یکی از اون شرایط مساله ی تقویت دشمنان اسلامه. ما باید تقویت دشمنان اسلام رو تعریف کنیم. تصور کنید در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و موبایلی جریان غرب گرا، مدرنیست و صهیونیست مدیریت فضا رو به دست بگیرن و به تخریب و تخطئه ی دین، انقلاب و اسلام بپردازن. در چنین شرایطی آیا بهتره ما بشینیم و نگاه کنیم و خودمون رو محدود به فضاهایی کنیم که بردشون محدودتره و اجازه بدیم انواع و اقسام شبهات همه جا رو پر کنه و باور مردم رو تضعیف کنه یا اینکه عکس العمل نشون بدیم؟ اینکه عکس العمل نشون ندیم اسلام و دین تضعیف میشه یا اینکه فعالیت مستمر و بصیرت افزایی در شبکه های اجتماعی خارجی و ایضا داخلی داشته باشیم؟ الان خیلی از مردم از شبکه های موبایلی به ویژه تلگرام استفاده میکنن. حالا چه ما خوشمون بیاد چه بدمون بیاد. چه خوب باشه چه بد، مردم به شدت در تلگرام مشغولن. آیا باید اجازه بدیم تفکرات باطل فضای تلگرام رو پر کنن و ما هم کاری نکنیم؟! خودتون قضاوت کنید… حضور نیافتن در چنین شبکه های اجتماعی اسلام رو بیشتر تقویت میکنه یا حضور پیدا کردن در اونها… وقتی دشمن میدون رو خالی ببینه بیشتر جولان میده … پس منطقی اینه که ما در این فضا هم حضور فعال داشته باشیم … (این شبهه پیش نیاد که ما با حضور در شبکه های اجتماعی خودمون رو به رنگ مردم در آوردیم؛ نه ما با حضور در شبکه های اجتماعی و موبایلی اتفاقا سعی می کنیم شبهاتی که ممکنه برای مردم پیش بیاد را رفع کنیم… مثل زمین جنگ میمونه که از دو طرف و از دو جبهه در اونجا حضور دارن.)
      ۴- در رابطه با استفاده ی سیاسی، اقتصادی و … از اطلاعات مردم بنده با شما موافقم! بله… این رسانه ها میتونن از اطلاعات مردم سوء استفاده کنن اما همانطور که قبلا هم خدمتتون عرض کردم مردم و ما باید سواد رسانه ای و سواد سایبرمون رو افزایش بدیم و بالا ببریم. یعنی اینکه هر اطلاعاتی رو در فضای مجازی (هر جا، چه تلگرام چه جاهای دیگه) منتشر نکنیم. هر چیزی رو نبینیم، به هر حرفی باور پیدا نکنیم و خیلی موارد دیگه. اگه ما این کار رو انجام بدیم مانع سوء استفاده ی دشمن از اطلاعاتمون میشیم.

      سعی کردم مسائلی رو که مطرح کردید به صورت کلی پاسخ بدم. اگه مشکل یا شبهه ای بود مجددا مطرح کنید…
      ممنون از توجه شما …

       
  4. WARLIKE313 می‌گه:

    بازهم تشکر میکنم از دقت نظر وحسن معاشرت شما
    اما درجواب فرمایشات شما:
    ۱٫این که دروضعیت موجود ان اس ای بر کل اینترنت جهان نظارت داره یه امر بدیهیه
    وبرای اهل بصیرت واضحه که تا ایده آلی به نام شبکه ملی اطلاعات تئوریزه واجرایی نشه (که اجرایی نشده متاسفانه!)مفهومی به نام امنیت جکی بیشتر نیست.اما سوال بنده اینه که آیا شبکه اجتماعی که سرور آن داخل کشور باشه امنیت وکنترل اون بیشتره یا شبکه اجتماعی(تلگرام) که سرور اصلی اون تو لندن انگلیس باشه؟!!! بین بد وبد تر باید کدوم رو انتخاب کرد؟!
    به علاوه شما خودتون میفرمایید ((البته بنده هم مثل شما با تداوم چنین رویه ای مخالفم که قواعد فنی و بعضا راهبردی شبکه ای امریکایی ها و غربی ها پیاده بشه)) وبا ایده آلی به نام شبکه ملی اطلاعات موافقید. استفاده از شبکه اجتماعی داخلی به این ایده آل نزدیک تره یا استفاده از شبکه اجتماعی خارجی(تلگرام و..) که صددرصد در خدمت اهداف شبکه عنکبوتی یهوده؟؟؟!
    مهمترین دکترین در ایجاد یک حالت ایده آل در موضوع مهمی مثل فضای سایبر وشبکه های اجتماعی گفتمان سازیه
    گفتمان همون چیزیه که نتیجش شد انقلاب اسلامی ایران .به علاوه بدیهیه که گفتمان سازی ازتوی لپ لپ درنمیادو باید خواص وفعالین فرهنگی جامعه عوام رو به یک گرایش کلی برسونن تا اون ایده آل به دست بیاد.حالا اگه ما بشینیم وبگیم این گفتمان رو دولت باید انجام بده به نظر منطقی نمیاد چون تو تاریخ انقلاب غالبا این مردم بودن که به داد اسلام رسیدن (البته با جهت دهی خواص جامعه).حالا اگه من وشما بیایم خودمون مروج این ضد ایده آل باشیم آیا به اون گفتمان سازی کمکی کردیم؟
    ۲٫فرمودید((خب در چنین شرایطی ما چه کار باید بکنیم؟ بشینیم دست رو دست بذاریم…)) بنده نگفتم دست روی دست بذاریم اتفاقا باید بیشتر انرژی بذاریم همانطور که حضرت آقا دغدغه دارن وفرمودن :اگررهبر نبودم رئیس فضای مجازی میشدم اما برای چه کاری باید هزینه کنیم؟ یه ضرب المثل معروف هست که میگه((ازکوزه همان برون تراود که دراوست))
    چقدر خوبه که مثل یه استراتژیست کلان به قضیه نگاه کنیم .چرا تو تاریخ شبکه های اجتماعی (هر شش فرم شبکه های اجتماعی)
    یه جنبش موثر ضداستکبار که واقعا به بدنه استکبار صدمه جدی بزنه وجود نداره ؟!!! .شاید بگید چون فعالین فرهنگی خوب فعالیت نکردن تو این شبکه ها و میدون رو خالی گذاشتن اما حقیقت چیز دیگه ایه.حقیقت اینه که حتی اگه فعالین فرهنگی بخوان خوب تواین شبکه ها فعالیت کنن باز هم اون چیزی که از این کوزه تراوش میکنه فساد و بی بندو باری و شبهات اعتقادی وخلاصه همون اومانیسم ولیبرالیسم خودمونه!(خوبه یه سر به آمارهاو پرونده های تلگرامی پلیس فتا بزنیم وقت نیست اشاره کنم) چون دسته اون شبکه اجتماعی دست کسیه که میخواد این ایدئولوژی ایدئولوژی غالب باشه نه ایدئولوژی ناب اسلامی!!!وماهرچقدرهم سعی کنیم آب تو هاون کوبیدنه.
    پس باید انرژی وهزینمون رو بذاریم اولا برای رسیدن به شبکه ملی اطلاعات وگفتمان سازی اون بین مردم ودرنتیجه اجرایی شدن اون دوما درراستای همون سواد رسانه ای که فرمودید باید استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی رو گفتمان کنیم چرا که طبق ذائقه فقهی حضرت آقا نرم افزار هم یک نوع کالا حساب میشه وهمون اقتصاد مقاومتی که شما هم دغدغه مند اون هستید توی کالاهای دیجیتال هم پیاده میشه. ووقتی نرم افزاری جایگزین داخلی داره طبق قواعد اقتصادمقاومتی باید از مشابه خارجی اون دوری بشه.وقتی سروش افسران بیسفون ساینا و… هست مجالی برای کالای خارجی باقی نمیمونه!(هرچند این هاهم نیاز به تقویت دارن) درکامنت قبل اشاره کردم که ما از کمونیست های ژاپن کمترنیستیم
    ۳٫ازجنگ نامتقارن گفتیدوفرمودید که ((در لایه های جنگ نرم و محتواهای ایدئولوژیک خیلی نتونسته قاعده تعریف کنه (در فضاهای مجازی)) که باعث تعجب حقیر شد چراکه اگه قواعد ایدئولوژیک تعریف نکرده چرا بعد ازمدت کمی که کامنت های نامه ی حضرت آقا درفیس بوک بالا رفت اکانت خامنه ای دات آی آر در فیس بوک حذف شد؟!(البته ازاین دست قضایا زیاد داریم ولی خب مشت نمونه خرواره!) .چرا همین تلگرام که پاول دورف مدیرشه
    داره با سازمان های جاسوسی همکاری میکنه؟
    به علاوه اگر قواعد رو دشمن تعریف نمیکنه پس چرا ازکوزه شبکه های اجتماعی مفاهیمی مثل فسادجنسی و… تراوش میکنه؟!!! ومعنویت کمی که هست در اون حل میشه! پس مانمیتونیم باقواعد ایدئولوژی اسلامی توی این شبکه ها باشیم ودرسطح کلان تاثیر بذاریم(باتوجه به هزینه ای که میکنیم ونتیجه ی ناچیزی که میگیریم تازه اگر بگیریم!)
    در رابطه با استاد هم پیشنهاد میکنم سخنرانی جهان بدون وال استریت /شورش علیه طمع۲ درجلسات کلبه کرامت رو گوش کنین (اگر گوش نکردید)
    به علاوه پاسخ دکترین قرآنی مسجد ضرار رو که در کامنت قبلی حقیر عرض کردم نفرمودید(که فکر میکنم باتوجه به اون اولویت ساخت بستری که اساسش تقوا باشه بیشتر از حضور دربستر بی تقوایی است)
    ۴٫اما از منظر فقهی:
    نظر مقام معظم رهبری:
    به‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست و الا مانعى ندارد. (این استفتاء برای سوالی در مورد فیسبوک است ولی بطور کلی برای همه شبکه های اجتماعی است.)

    نظر آیت الله مکارم:
    اگر یقین دارید که سود آن متعلق به صهیونیست هاست باید از آن اجتناب کنید در غیر این صورت چنانچه خلاف مقررات نباشد و یقین داشته باشید استفاده نامشروعی از آن نمی شود مانعی ندارد.
    ahkamema.blog.ir
    اولا شما قید سوم فتوای حضرت آقا رو بررسی کردید که به اون هم میرسیم اما دوقید دیگه که ایشون ذکر کردن ومسلما هم بیهوده ذکر نمیکنن :۱٫مستلزم مفسده بوده مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل . انصافا الان توهمین تلگرام این قید وجود نداره؟یعنی چیزی که از این کوزه تراوش میکنه ترویج فساد نیست؟ترویج مطالب باطل مثل احساسات ناسیونالیستی مفرط وهزار عقیده باطل دیگه
    ۲٫خوف ارتکاب گناه : هر آدمی یه شخصه + شخصیت .شخصو بیخیال ولی وقتی شخصیت انقلابی وارد عرصه ای بشه که چه بخواد چه نخواد فساد در اون خیلی بیشتر از معنویته (که دلیلشم ذکر کردم خدمتتون) برای عوام جامعه که قدرت تشخیص ندارن هم الگو میشه تا اونا هم برن داخل این شبکه ها .اما این که اوناهم از جاذبه های گناه عبور کنن و داخل کانال های صرفا معنوی بشن بعید به نظر میرسه(اونم توی جامعه ای که سواد رسانه ای معنایی نداره وفعلا پیاده نشده )پس باید قبول کنیم که حداقل خوف ارتکاب گناه تواین وضعیت قاراشمیش وجود داره!
    ۳٫اما قید سوم :تقویت دشمنان اسلام ومسلمین: یادمون نره مباحث فقهی دقیقه پاسخ حضرت آقا در رابطه با ورود وصرف استفاده این شبکه هابود .سوالم اینه با همه توضیحات بالا و… وقتی بیشترین مخاطبین تلگرام که یک شبکه صهیونیستیه(مستند)ایرانی ها باشند(البته مدیر ش چیز دیگه ای میگه(بیست میلیون ایرانی) که بماند ولی حداقل بخش عظیمی از کاربرای اون رو ما تشکیل میدیم)
    این شبکه تقویت نمیشه ؟؟؟
    دراستفتاء دیگه ای به همین نکته برخوردم:
    آیا نرم‌افزارها هم به‌مثابه کالا هستند و حکم خرید کالای ایرانی در اینجا هم وجود دارد؟
    مقام معظم رهبری: حکم خرید کالای دشمنان که به نحوی کمک به آنها محسوب می‌شود تحت عنوان «اعانه‌ی ظالم» شامل اینجا نیز می‌شود؛ یعنی ما با خریداری یک نرم‌افزار، خدماتی به آنها برسانیم یا به نحوی از این نرم‌افزارها استفاده کنیم که سودش به جیب آنها برود، مثل برخی برنامه‌ها که اصل ورود به آنها و تعداد استفاده‌کنندگان از آنها برای صاحبش مفید است، همین ورود به برنامه هم حرام میشود. بنابراین فرقی نمی‌کند که این کالا سخت‌افزار باشد یا نرم‌افزار و این توصیه‌‌ای که گفته‌اند اگر کالایی مشابه داخلی دارد، از کالای خارجی استفاده نکنید، شامل نرم‌افزارها هم می‌شود و باید از نرم‌افزار داخلی استفاده کنید.
    آیا ازفروش اطلاعات تقویت اقتصادی نمیشه ؟آیادشمن به دست خودما که مرگ بر آمریکا سرمیدیم ساپورت اطلاعاتی نمیشه؟ درسته ان اس ای همه رو کنترل میکنه ولی بالاخره ما ابهت یه شبکه اجتماعی صهیونیستی رو به دست خودمون بالا بردیم و شبکه های داخلی رو رها. قرار هم نیست مردم رها بشن ما فقط میدون کاررو عوض میکنیم به خاطر مضرات زیاد وفوائد کمی که دراین قضیه وجود داره. وقتی شرع داره میگه این کار اشکال داره برای ما حقی نمیمونه تا بگیم دشمنا تو اون جا فعالیت میکنن مانریم اونا تقویت میشن بااین تفکر دکترین قرآنی مسجد ضرار زیرسوال میره ولابد پیامبر هم باید میرفت تو ی مسجد ضرار تبلیغ میکرد که مبادا کسی منحرف شه درصورتی که خلاف این شد .
    ۵٫ یه پیشنهاد: اگر پویانقد شبکه های اجتماعی داخلی رو هم حمایت میکنه پس یک گروه هم در اون ها تشکیل بده
    یه سری مطالب دیگه هم بود که میخواستم عرض کنم ولی چون خیلی طولانی شد انشالله درمجال های بعدی
    خیلی خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید.انشالله این بحث ها درزمینه سازی ظهور حضرت تاثیر داشته باشه.

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      علیکم السلام
      به خاطر تاخیر عذر میخوام …
      به نظرم شاید اینجا (ذیل نقد و تحلیل فیلم) جای خیلی مناسبی برای بحث پیرامون مسائل مرتبط با شبکه های اجتماعی و موبایلی نباشه اما به هر جهت من سعی می کنم به مطالبی که عرض کردید پاسخ بدم:
      ۱- مطابق مطالبی که پیش از این عرض کردم و همچنین مطالبی که شما فرمودید بنده هم نظرم بر اینترنت ملی و شبکه های اجتماعی و موبایلی ملی هست؛ اما شما کافیه فضای حال حاضر رو رصد و نگاه کنید. قابلیت های شبکه های اجتماعی داخلی، تبلیغاتی که برای جا انداختن این نوع شبکه صورت میگیره، گرایش عمومی و مواردی از این دست جز مسائلی هستند که هر کدومشون جای بحث دارن. اما چیزی که خدمتتون باید عرض کنم اینه که اولا شبکه های اجتماعی و موبایلی خارجی پیش از شبکه های داخلی شکل می گیرن و تبلیغات گسترده ای در این زمینه صورت میدن. ثانیا گرایش مردم به سمت این نوع شبکه های اجتماعی و موبایلی به شدت بالاست. ثالثا وقتی مردم یه فضایی رو برای حضور فعال برگزیدن کندن اونها سخت و دشواره مگر اینکه یه زمینه ای جذاب یا زمینه ی سلبی و بازدارنده وجود داشته باشه که مردم به سمت اون گرایش پیدا کنن (که اون هم جوانب خاص خودش رو داره). در حال حاضر گرایش مردم به شبکه هایی مثل تلگرام زیاده و جدا کردن اونها به شدت سخت. از طرفی این فضا ایجاد شده و تا زمانی که دچار تغییر نشده و مردم از تلگرام به یه شبکه ی موبایلی دیگه کوچ نکردن، نمیشه نادیده اش گرفت. این فضا زمینه رو برای تبلیغ فراهم میکنه. به نظرم استدلالی که میاد میگه ما کلا تلگرام رو کنار بذاریم و در اون فعالیت نکنیم و زمین رو خالی کنیم، استدلالی خام اندیشانه است. حداقل تا زمانی که مردم در تلگرام هستن و بیشترین گرایش رو به اون دارن ما نمیتونیم زمین رو خالی کنیم. به هر حال مردم الان در تلگرام فعالیت می کنن، تا زمانی که ما جایگزین مناسبی ایجاد نکنیم و مردم رو به سمت اون جایگزین ترغیب نکنیم و مردم هم به اون سمت حرکت نکنن به نظر شما منطقیه که ما زمین رو رها کنیم؟!
      بله منم با شما در رابطه با گفتمان سازی موافقم؛ منتها این گفتمان سازی هم الگوی مناسب میخواد، هم روش های ترغیبی میخواد و هم انگیزه بخشی و دادن اطلاعات به مردم. خب! این گفتمان سازی رو ما چگونه انجام بدیم؟ آیا نمی تونیم تا زمان ارائه ی الگوی مناسب و استفاده ی مردم از اون الگوی مناسب در شبکه های موبایلی موجود مثل تلگرام آگاهی بخشی کنیم؟ قاعدتا برای کشیدن مردم به سمت شبکه های داخلی (اگر مناسب باشند) باید از فضاهای دیگر نیز استفاده کرد…
      ۲- برادر عزیز؛ من اگه فضای حاکم بر اینترنت و شبکه های اجتماعی و موبایلی رو بیشتر از شما نشناسم کمتر نمیشناسم. بنده هم اشاره کردم که اصلا خود اینترنت تحت مدیریت، نظارت و کنترل سازمان های جاسوسیه و حتی گفتم که پروتکل های اینترنت رو هم سازمان های نظامی امریکا تبیین و پیاده کردن. پس بنده هم به امر سو استفاده از اطلاعات در شبکه های مجازی مطلعم. در رابطه با حذف و ممانعت از انتشار برخی مطالب (مانند مثالی که شما در مورد اکانت خامنه ای دات آی آر زدید) هم بنده پیش از این عرض کردم: “دشمن در لایه های فنی قواعد رو تعریف کرده در لایه های جنگ نرم و محتواهای ایدئولوژیک خیلی نتونسته قاعده تعریف کنه (در فضاهای مجازی). هر چند دشمن میتونه ما رو محدود کنه (مثلا گاهی اوقات مانع ایجاد کنه) اما نمیتونه اصل قواعد ما رو نفی کنه. ” همین جا از این فرصت استفاده می کنم و یه نکته رو در قالب سوال مطرح می کنم: چرا خامنه ای دات آی آر در انواع شبکه های اجتماعی خارجی مثل توئیتر، فیس بوک و گوگل پلاس و شبکه های موبایلی اینستاگرام و تلگرام عضویت داره؟ نمیدونم شما عضو تلگرام هستید یا نه اما کانال خامنه ای دات آر بیش از ۵۰۰ هزار عضو داره و مدام به روز میشه… خامنه ای دات آی آر در اینستاگرام ۱ میلیون نفر فالوور داره … نظرتون در مورد کانال های تلگرام خبرگزاری هایی مثل فارس، تسنیم، مشرق و خیلیای دیگه (که خودتون میدونید این خبرگزاری ها متعلق به چه نهادهایی هستن) چی هست؟!
      ۳- از نظر منافع اقتصادی و سایر منافعی که شبکه های اجتماعی و موبایلی میبرن هم بی اطلاع نیستم. اما اکنون میبینید که نه تنها بسیاری از نهادهای انقلابی و غیرانقلابی در این شبکه ها عضون بلکه سایر عموم مردم هم در این شبکه ها عضویت دارن. در چنین شرایطی که هنوز مردم عضو شبکه های اجتماعی خارجی هستن و به سمت شبکه های دیگه (مثل شبکه های بومی) نرفتن چه باید کرد؟ باید گفت چون فعالیت ما نفع اقتصادی برای خارجی ها (اعم از صهیونیست ها و …) داره بذاریم وضعیت همون طوری که هست بمونه؟ اهمیت سود اقتصادی بیشتره یا خالی کردن زمین و اجازه دادن به استحاله ی باور مردم؟! به این معنا که ما اجازه بدیم باور مردم استحاله بشه به این خاطر که شبکه های اجتماعی و موبایلی سود بیشتری میبرن؟ (از جمله ی من این برداشت نشه که موافق سود اقتصادی خارجی ها و صهیونیست ها هستم نه. منظور بنده اینه در شرایطی که بسیاری از مردم به سمت شبکه هایی مثل تلگرام رفتن باید اهم فی الاهم کرد و دید به محاق رفتن باور مردم و اخذ اطلاعات غلط از رسانه های معاند مهم تره یا سود اقتصادی که خارجی ها میبرن)
      در رابطه با جلوگیری از دزدی اطلاعاتی و جاسوسی هم باید هوشیار بود و سواد سایبر مردم رو افزایش داد. اما چطور باید این کار رو انجام داد؟ از تمام زمینه هایی که میشه این پیام رو به مردم رسوند؛ حتی شبکه های اجتماعی و موبایلی خارجی. چون مردم به شدت در اونجا فعالن و درگیر.
      ۴- در مورد حمایت و فعالیت از شبکه های اجتماعی و موبایلی داخلی هم بنده با شما هم نظرم اما به چند شرط:
      الف- پروتکل های این شبکه ها بومی و سرورهای اونها در داخل کشور باشن.
      ب- قابلیت های لازم رو در سطح شبکه های موبایلی و اجتماعی داشته باشن (حتی اگه پایین تر هم باشن مشکلی نیست اما به گونه ای نباشن که کاربر عطای استفاده از اون رو به لقایش ببخشه. حرف آقا هم در مورد مصرف کالای داخلی این بود که مشابه کالای خارجی باشه و از کیفیت مناسبی برخوردار باشه.)
      پ- به اندازه ی کافی مخاطب داشته باشن (برای فعالیت – اگه مخاطب نداشته باشن حرفمون رو باید به کی بزنیم؟!)
      در مورد فعالیت در شبکه های اجتماعی و موبایلی داخلی (بخصوص موبایلی چون بازار شبکه های اجتماعی هم رو به کسادی گذاشته) اگه شرایطی که گفتم و برخی شرایط دیگه فراهم باشه، این کار رو انجام میدیم. این نکته رو هم خاطر نشان کنم که پویانقد خیلی وقت نیست که عضو تلگرام و اینستاگرام شده.

       
  5. دوست شما می‌گه:

    سلام.در پاسخ به دوست warlike313 توضیحات نسبتا خوبی دادید اما چند نکته رو خدمت شما عرض میکنم:
    ۱-اینکه نتونستیم اینترنت ملی یا همون اینترانت رو راه اندازی کنیم به وجه احسن،مشکل بزرگیه و درسته که الان اینترنت ما متصل به شبکه بین المللی هست اما بالاخره باید دو تا اتفاق بیفته:یک ایجاد اینترانت کارامد و دوم شبکه های اجتماعی داخلی.در حال حاضر شبکه های اجتماعی داخلی تاسیس شدند و دیتاسنتر های مخصوص به خودشون رو دارن اگرچه بستر اینترنت بین المللی هم نسبت به اونها فراهمه اما حداقل امنیت نسبی در قیاس با شبکه هایی مثل تلگرام و…که دیتاسنترشون مشخص نیست در اختیار چه کسی میباشد،دارند اما متاسفانه شما هیچ اقدامی برای تاسسیس کانال در شبکه های اجتماعی داخلی مثل سروش و…نکردید که امنیت نسبی بالا بره.
    ۲-متاسفانه مردم به شبکه های اجتماعی خارجی عادت کردند و همون طور که عرض کردید این شبکه ها بستر شایعه و جهت دهی فکری غلط مردم هم هستند در نتیجه نمیشه این میادین رو خالی گذاشت.مثلا اگه کسی توی فیسبوک یا تلگرام داره دین رو میکوبه(در زمین دشمن)طبیعی نیست که بیایم توی پیام رسان سروش(زمین تقریبی خودمون) جوابش رو بدیم! لذا فعالیت در زمین دشمن اجتناب ناپذیره.اما ما باید دو اقدام انجام بدیم اول اینکه سعی کنیم مردم رو به سمت شبکه های اجتماعی داخلی سوق بدیم با تکنیک های مختلف چون بالاخره نمیشه با این استدلال که:مردم زیادی اینجا هستن پس ما هم باید اینجا کارمون رو انجام بدیم،دست روی دست گذاشت تا روز به روز فعالیت ها بیشتر بشه به بهانه اینکه مردم بیشتری به اینجا سوق داده شدن!!چون بالاخره اون کسی که مردم رو به سمت تلگرام سوق داده یه طرحی ریخته که حدود ۵۰ درصد کاربران اگر اشتباه نکنم ایرانی باشن!دوم اینکه کار در زمین دشمن رو هم ادامه بدیم برای کسانی که از ورود به شبکه های داخلی ممانعت میکنن اما در هر صورت باید طرحی برای سوق دادن مردم به شبکه های داخلی بکشیم!
    در پایان پیشنهاد میکنم که شما هم یک کانال توی پیام رسان های داخلی مثل سروش و امثالهم ایجاد کنید و بالاخره باید با ترفند هایی مردم رو به این سمت کشید اما اگر بخواید هم توی تلگرام هم توی پیامرسان سروش مثلا فعالیت داشته باشید طبیعیه که کمتر کسی به سمت سروش میاد.لذا باید محدودیت سازی ایجاد کنید و مثلا توی تلگرام پیام بدین که ما ازاین به بعد توی سروش کارمون رو دنبال میکنیم و دیگه توی تلگرام پست نمیذاریم تا حداقل کاربران کانال شما به خاطر کانال شما بیان سروش نصب کنند.حالا این مثال رو در مقیاس بزرگتر در نظر بگیرید که کانال های معروف و بزرگ هم این کار رو بکنن مردم به سمت دیگه سوق پیدا میکنن.
    امیدوارم اقدام لازم رو انجام بدید.موفق باشید.

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      علیکم السلام
      سلامت باشین.
      ممنونم که در مباحث شرکت کردید.
      به بخشی از مسائل و موضوعاتی که دوست عزیزمون WARLIKE313 مطرح کردن (در نظر بعدیشون) پاسخ دادم. پاسخ برخی مواردی که شما نیز مطرح نمودید در آن ها موجود است. اما با این وجود سعی می کنم به صورت کوتاه به پرسش هاتون پاسخ بدم.
      ۱- کانال تلگرام پویانقد به تازگی راه اندازی شده. از طرفی نمیشه زمین شبکه ی موبایلی تلگرام رو خالی گذاشت. با توجه به گسترش نفوذ تلگرام در میان مردم و برخی القائات منفی که بر باور مخاطبان تلگرام تاثیر میذاره نمیشه این زمین رو خالی کرد و اجازه ی جولان تفکرات منحط رو داد(همون طور که خودتون هم اشاره فرمودید). اگه عمری باشه در شبکه های بومی مناسب (که شرایط مد نظر ما رو داشته باشن) هم عضو میشیم.
      ۲- شبکه های اجتماعی و موبایلی داخلی باید تقویت بشن، سرورها و دیتاسنترهاشون داخل کشور باشه، پروتکل ها بومی باشن و خیلی موارد دیگه تا بشه به اونها اعتماد کرد. منظورم این نیست که به شبکه های اجتماعی و موبایلی خارجی اعتماد داریم بلکه منظورم ایجاد بسترهاییه که بشه روشون حساب باز کرد.
      ۳- سوال: چرا خامنه ای دات آی آر، خبرگزاری هایی مثل فارس، تسنیم، مشرق و خیلیای دیگه در تلگرام فعال هستن؟! کانال خامنه ای دات آر بیش از ۵۰۰ هزار عضو داره، اینستاگرام خامنه ای دات آی آر ۱ میلیون فالوور داره، کانال خبرگزاری فارس در تلگرام بیش از ۲۷۸ هزار عضو داره و … . این خبرگزاری هایی که گفتم خودشون رو جزو جبهه ی انقلاب میدونن، اما چرا فعالیت هاشون رو تعلیق نمیکنن؟! ببینید کوچ کردن از یک شبکه ی اجتماعی به شبکه ی اجتماعی دیگه یا یک شبکه ی موبایلی به شبکه ی موبایلی دیگه نیاز به زمینه سازی داره. نیاز به تامین زیر ساخت های لازم و اقناع و ارضا داره…

       
  6. WARLIKE313 می‌گه:

    منتظر نظر تون هستم

     
  7. کریم می‌گه:

    ضمن عرض خسته نباشید، جسارتا این نقدتان به دلم ننشست. بالشخصه مشکلی در نمایش رفتار انسانی در قالب حیوانات نمی بینم و هیچ وقت احساس نکردم این قضیه شان انسانی را خدشه دار کند. در واقع این یک تشبیه یا یک ابزار برای روایت مفاهیم در قالبی متفاوت است. همچنین اینکه موگلی در میان حیوانات زندگی می کند را نمی توان دلیلی بر یکی بودن ریشه ها و اصل آن ها دانست. این تاثیر محیط بر افراد است که آن ها را به یکسان رفتار نمودن و ارزش های واحد می رساند.
    البته ذکر این نکته را هم لازم می دانم که به هیچ وجه منظورم این نیست که این جور فیلم ها قصد تخریب ندارند. خیلی ساده انگارانه است که تصور کنیم پشتیباننان مالی این کمپانی ها که برای ارزش های انسانی و حتی جان انسان های پشیزی ارزش قائل نیستند، فقط برای کسب درآمد فیلم می سازند.
    در هر صورت برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی دارم

     
    • مدیر پایگاه می‌گه:

      سلامت باشی برادر…
      ممنونم که نظرتون رو بی پرده و صریح بیان می کنید.
      ببینید موضوعی که بهش اشاره کردید جای مبحث مبسوط و مفصل داره و فکر نمی کنم در پاسخ به نظرات بشه به تمام جوانب موضوع پرداخت. با این حال من به صورت خلاصه توضیحاتی رو خدمت شما عرض می کنم.
      پیش از بیان توضیحات نظر شما رو به بیانات حضرت آقا (امام خامنه ای) در دیدار اساتید دانشگاه مورخه ی ۸ شهریور ۱۳۸۸ جلب میکنم:
      «بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است.»
      آقا خیلی صریح و ساده اصل و ریشه ی موضوع رو بیان کرده. ایشون فرمودن مبنای مباحث علوم انسان (که مبتنی بر فلسفه شکل گرفتن) حیوان انگاشتن انسان است… به نظرم این جمله تمام منظور ما رو میرسونه.
      حضرت آقا در جای دیگه میفرمایند مبنای علوم انسانی غربی مادی و غیرتوحیدی است. پس اساس علوم انسانی غربی غیرالهیه و همین علوم انسانیه که از دلش فلسفه هنر بیرون میاد که مبنای هنر غربی رو شکل میده. پس اساس هنر غربی مادی، غیرالهیه و نگاهش به انسان، حیوانه.
      در مورد این بیان حضرت اقا و آنچه که پس از اون توضیح دادم مصادیق متعدد و زیادی میشه آورد. در مورد حیوان بودن انسان در تفکر غربی، من چند تا فکت از فیلسوفان و دانشمندان غربی میارم. ارسطو و افلاطون انسان رو حیوان اجتماعی قلمداد می کردن. ارسطو بر این باور بود که انسان حیوان ناطقه. پس قله های تفکر فلسفی در یونان باستان (غرب باستان) به انسان نگاه حیوانی دارن. در عصر مدرن هم فیلسوفان و دانشمندان هر یک به نوعی انسان رو حیوان خوندن. مثلا داروین اجداد انسان و میمون رو مشترک میدونه و این یعنی انسان حیوانه. هابز میگه انسان گرگ انسانه. دورتیه میگه انسان حیوان شگفت انگیزه. فروید (پدر سایکولوژی و سایکوآنالیسیس) میگه انسان حیوان غیرقابل اعتماده. اینها هم مصادیق عصر مدرن تمدن غرب. اگه بخوام از تک تک فیلسوفان و دانشمندان شاخص غربی مبنی بر حیوان انگاشتن انسان گزاره بیارم شگفت زده میشید و متوجه میشید جهان بینی غربی انسان رو حیوان میدونه. حالا این حیوان بودن از فکر و فلسفه به هنر نیز ورود پیدا کرد. از افسانه های ازوپ گرفته تا قصه های ریز و درشت دیگه، از داستان های مطلقا تخیلی و ساینس فیکشن گرفته تا آثار فیبل مخصوص کودکان این نگاه جریان داره. اینکه انسان حیوانه و ایدئولوژی پوششی اون هم انتروپومورفیسمه. در انتروپومورفیسم یا بشردیسی گرایی صفات انسان به همه چیز نسبت داده میشه. مثلا صفات انسان به حیوانات نسبت داده میشه. خب اگه منطقی به موضوع نگاه کنیم میفهمیم حیوانات هیچ وقت نمیتونن انسان باشن. اونها شان و جایگاه خودشون رو دارن و خداوند مبتنی بر عدلش همه چیز رو درست سر جای خودش قرار داده. آیا شما از یه حیوان انتظار دارین که مثل انسان نطق کنه، فکر کنه، اعمال و رفتار انسانی از خودش بروز بده؟ وقتی چنین انتظاری ندارین چطور میتونید بپذیرید حیوانات به حرف میان و دقیقا مثل انسان رفتار میکنن؟ ممکنه بگید این تخیله و هنر. حتی ممکنه بگید این خلاقیته اما من پرسش میکنم که حد تخیل کجاست؟ آیا انسان میتونه هر تخیلی رو ممدوح بدونه؟ قطعا پاسخ خیر هست. در تخیل ممدوح مبتنی بر نگاه دینی انسان حیوان نمیشه بر خلاف تخیل غیردینی که انسان میتونه حیوان باشه. همونطور که در تفکر فلسفی اینگونه است. همون طور که در داستان سرایی و تخیل پردازی غربی ها مشهوده.
      نکته ی آخر اینکه این ما نیستیم که میگیم آنچه غربی ها در مورد انسان بیان میکنن (در فکر و تخیل) حیوان مدارانه است بلکه خود غربی ها روی این اصل پافشاری میکنن که انسان حیوان است… همانگونه که آقا فرمود و همانطور که بنده به ذکر مصادیق آن پرداختم…
      لذا چون نگاه بشر غربی به انسان چه در فکر و فلسفه و علم و چه در تخیل و قصه گویی نگاهی حیوانی است پس شان انسان در چنین جهان بینی و تفکری مورد خدشه واقع می شود…
      در پایان بنده نیز از شما سپاسگزارم و برایتان بهترین ها را از جانب پروردگار متعال خواستارم …

       

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *