در جستجوی دوری

دوری؛ ماهی فراموش‌کاری که برای کشف هویتش افلاطونی می‌شود

مقدمه:

کمتر کسی است که با دنیای انیمیشن آشنا باشد و در جستجوی نمو و خاطراتش را ندیده و نشناخته باشد. اکنون قریب به ۱۳ سال از آن خاطرات و دلقک ماهی کوچک قصه می‌گذرد. دلقک ماهی کوچکی که پیش از تولد، مادرش را از دست داد و در آغوش پدر پرورش یافت و بزرگ شد. پدر خداگونه از تنها فرزند دلبندش مراقبت کرد اما ماجراجویی‌ها، خیره‌سری‌ها و خط‌شکنی‌های نمو، او را به دام صیادان انداخت و از خانه‌ی پهناور اقیانوسی، به خانه‌ی کوچک شیشه‌ای نزد انسان‌ها برد. در این مکان جدید نمو از دوری پدر و خانه نگران و نالان بود اما دست از تلاش نکشید تا باری دیگر گرمی آغوش پدر را تجربه کند.

1-marlin-and-nemo

نمو به خاطر تمرد از دستورات پدر آغوش گرم او را ترک گفت و دور شد همانگونه که آدم (ع) با خوردن میوه‌ی ممنوعه تمرد کرد و هبوطش را رقم زد؛ اما پدر با مهربانی تمام به جستجوی فرزند گناهکارش پرداخت. نمو تمرد کرده و مستحق هبوط بود؛ اما تجربیات جدیدش کیفر هبوتش شد! او همچون پسر عیاش و متمرد روایت انجیل از پدر فاصله گرفت اما هنگام بازگشت به پدر، از کرده‌ی خود پشیمان نبود. نمو حتی پدر را مجبور کرد تا دستورات گذشته را به دست آب بسپرد و دیگر سخن از باید و نباید به میان نیاورد. پدر (مارلین) نیز که در کسوت خدا ظاهر شده بود، پذیرفت پای بایدها و نبایدها را کمتر به عرصه‌ی زندگی باز کند و تابع فرزند باشد.

2-marlin-and-nemo

۱۳ سال پیش استنتون و تیمش به کودکان و نوجوانان آن زمان یاد دادند که چندان مقید به هنجارها نباشند و در صورت تمرد نترسند و به خود نلرزند زیرا دیگر کسی نیست که آن‌ها را تنبیه و مواخذه کند. آن‌ها یاد گرفتند که هبوط کنند و از این هبوط تجربه بیندوزند. تجربه‌ی عبور از حدود و خطوط. حال که ۱۳ سال از خاطرات نمو گذشته، استنتون به همراه دیزنی دست به خلق خاطره‌ای دیگر زده تا هم کودکان و نوجوانان دیروز که امروز به نوجوانی و جوانی رسیده‌اند را در سفری خیال‌انگیز و رؤیایی به خاطرات یک دهه‌ی پیش پرتاب کنند و هم برای نسل نوپای امروز خاطره‌ساز شوند.

3-finding-dory-poster

این بار دوری که از مشکل حافظه‌ی کوتاه مدت رنج می‌برد، جای نمو (که روزی فرزندی متمرد و شخصیت اول قصه بود) را اشغال می‌کند تا روایتگر داستانی از تراوشات ذهنی استنتون، پیکسار و دیزنی باشد.

4-andrew-stanton

در جستجوی دوری به کارگردانی و نویسندگی اندرو استنتون، صداپیشگی شخصیت‌های برجسته‌ای چون الن دی جنرس (که به هم جنس‌بازی خود اذعان و افتخار می‌کند) در نقش دوری و آلبرت بروک در نقش مارلین و آهنگسازی توماس نیومن به سینماهای امریکا و جهان راه یافت.

5-stanton-degeneres-and-brooks

این اثر پیکسار (و دیزنی) در همان روزهای اول به فروش بالایی دست یافت و توانست با سرعت هر چه بیش‌تر خود را به راس فیلم های پرفروش سینمای آمریکا برساند. باکس آفیس‌ها فروش جهانی «در جستجوی دوری» را که دیزنی ۲۰۰ میلیون دلار برای آن هزینه کرده بود، بیش از ۱ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. فروش میلیاردی، معجون استنتون و تیمش را در رتبه اول پرفروش‌ترین انیمیشن و اولین فیلم پرفروش سال (۲۰۱۶) سینمای امریکا قرار داد و اندوخته‌ای دیگر را به جیب سرمایه‌سالاران هالیوود ریخت.

«در جستجوی دوری» علاوه بر فروش فوق‌العاده، جذابیت های بصری و حضور برخی شخصیت‌های سرشناس سینمایی و رسانه‌ای امریکایی، از محتوای فلسفی نسبتا عمیقی برخوردار است که نیاز به نقد و تحلیل دارد. در ادامه محتوای فلسفی و مضامین عمیق این انیمیشن مورد مداقه و بررسی قرار خواهد گرفت.

نقد و بررسی:

قصه با فلش بکی به دوران کودکی دوری آغاز می‌شود. دوری در مقابل دیدگان پدر و مادرش به زیبایی یکی از مهم‌ترین جمله‌های فیلم را به زبان می‌آورد:

6-dory-and-her-family

«من از فراموشی مزمن رنج می‌برم.»

درست است! دوری جراح‌ماهی قصه از فراموشی مزمن رنج می‌برد. او مدام همه چیز را فراموش می‌کند و این اتفاق در نگاه اول چندان خوشایند نیست؛ اما همین فراموشی است که قصه‌ساز می‌شود، دوری را با مارلین و نمو و عالم پهناور اقیانوس آشنا می‌کند و تعلیقی هستی‌شناختی در او پدید می‌آورد. همین فراموشی است که دوری را از خانواده‌اش دور می‌کند و فرصت کودکی کردن را از او می‌گیرد. فراموشی، دوری را مجبور می‌کند تا صیرورت و شدن خویش را در جستجو بگذراند. او می‌کوشد به خانه برگردد اما مدام فراموش می‌کند که پدر و مادرش کیستند و خانه‌اش کجاست. صحبت با رهگذران را غنیمت می‌شمرد تا شاید ردی از پدر و مادرش بیابد. اما به در بسته می‌خورد و ناکام می‌ماند. دوری بزرگ می‌شود اما جوششی درونی او را به سمت یک اصل مهم فرا می‌خواند. با وجود فراموشی این اصل هم چنان پابرجاست و دوری را به جهد و تلاش وا می‌دارد. جهد و تلاشی که در پی پاسخ به تعلیق هستی‌شناختی و هویت اوست. هویتی که دوری را به اصلش می‌رساند. اصلی که با مفاهیمی چون بازگشت به خانه و خانواده تلاقی پیدا می‌کند؛ اما برای تحقق این اصل دوری باید بر فراموشی‌اش غلبه کند. فراموشی مزمنی که تمام زندگی او را فراگرفته و مدام او را با چالش روبرو می‌کند. حال جای این پرسش است که این فراموشی چیست که دوری را تا اینجای قصه پیش آورده و او را رها نمی‌کند؟!

7-dory

شاید در نگاه اول پاسخ به این پرسش سهل و آسان باشد. مثلاً اینکه دوری درست مانند کهنسالان از مرض آلزایمر رنج می‌برد و همه چیز را به آسانی از خاطر می‌برد و به باد فراموشی می‌سپرد؛ اما حقیقت را باید در جایی دیگر جستجو کرد. فراموشی دوری که در او تعلیقی هستی شناختی پدید آورده و هویت او را با پرسش‌های مختلفی روبرو کرده است، نه مفهومی بدوی، ساده و عوامانه که مفهومی پر از معناست. فراموشی دوری ریشه در هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی افلاطونی دارد.

ارسطو (سمت راست) و افلاطون (سمت چپ)

در تلقی افلاطونی انسان پیش از اینکه در جسم و کالبد مادی (بدن) حلول کند از دانش و معرفت (نسبت به عالم) برخوردار بوده اما به هنگام تولد همه‌ی آن‌ها را فراموش می‌کند؛ سپس در طول تطور و حیات مادی خود به مرور آن‌ها را به خاطر (یاد) می‌آورد. افلاطون عنوان انامنسیس را برای این اتفاق می‌نهد.

9-plato-quote

انامنسیس به معنای یادآوری است. انامنسیس می‌گوید انسان در مواجهه با پدیده‌ها، رویدادها و حوادث مختلف آنچه را که فراموش کرده به یاد می‌آورد. درست مانند دوری که همه چیز را فراموش می‌کند اما پس از برخورد با حوادث، معرفت و تجربه کسب می‌کند و به شناخت بیشتری از عالم دست می‌یابد. در این حین پرسشی دیگر هجوم می‌آورد که مگر اینگونه نیست که دوری مدام همه چیز را فراموش می‌کند و فراموشی‌اش ادامه‌دار است، پس چگونه می‌توان پذیرفت فراموشی (و یادآوری) دوری از جنس فراموشی (و یادآوری) افلاطونی است؟

پاسخ این خواهد بود که در حقیقت این فراموشی مزمن به منظور تکرار مفاهیم فراموشی و یادآوری افلاطونی است. دوری به واقع در چالشی اساسی میان فراموشی و یادآوری قرار دارد. وقتی با جریان تند آب برخورد می‌کند، چهره‌ی پدر و مادرش را به یاد می‌آورد، وقتی به فضای تیره و تار اقیانوس (جایی که خرچنگ‌ها خود را پنهان ساخته‌اند) وارد می‌شود، نام پدر و مادرش را به خاطر می‌آورد، وقتی چشمانش به شن و صدف می‌افتد، یاد خانه در خاطرش زنده می‌شود. از این رو همه‌ی این خاطرات با یادآوری (انامنسیس) زنده می‌شوند. با این وجود، این همه‌ی آنامنسیس نیست!

شاید مخاطب ساده انگار تصور کند در جستجوی دوری تنها نمایشی کودکانه و آکواریومی است که در کنار ایجاد حس آرامش در تماشاگران، آن‌ها را در عمق رنگ‌آمیزی و فضاسازی‌های زیبا فرو می‌برد و برای لحظاتی سرگرم می‌کند؛ یا اینکه تصور کند در جستجوی دوری صرفاً به دنبال خرده قصه‌های وقت پر کن است که از جنبه‌های عمیق مفهومی بهره‌ای ندارد؛ اما «در جستجوی دوری» نمایشی هوشمندانه است تا مفهوم انامنسیس را در باور مخاطب تثبیت و هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی افلاطونی را با زبانی ساده به آن‌ها بنمایاند. با این وجود، یادآوری افلاطون تنها در این چند جمله که گفته شد خلاصه نمی‌شود.

باید دانست عالمی که اصل و حقیقت انسان از آن آمده، کجاست؟ چگونه و طی چه مراحلی سول (که به اشتباه، روح ترجمه می‌شود) به جسم وارد می‌شود و حیات انسان را رقم می‌زند؟ چگونه سول به هنگام تلاقی با جسم همه چیز را به فراموشی می‌سپرد؟ آیا کسب معرفت و دانش در گرو یادآوری است؟ آیا هر آنچه که بشر از معرفت و دانش کسب کرده به آن عالم کذایی (عالم مثل) که سول از آن آمده باز می‌گردد یا خیر؟

این پرسش‌ها و بسیاری پرسش‌های دیگر می‌تواند تکلیف انامنسیس افلاطون و پیام‌های نهفته در انیمیشن را بهتر روشن کند.

در اندیشه‌ی افلاطون دو عالم وجود دارد. عالم محسوسات و عالم مُثُل. پدیده‌ها و موجودات عالم محسوسات (عالم واقع، عالم موجود، عالم مادی، دنیا) روگرفت و بدلی ناقص از الگوهای بی‌نقص و جاودان عالم مثل‌اند.

11-plato-cats

افلاطون این دو عالم را از یکدیگر جدا می‌داند در حالی که نقدهای شدیدی نسبت به این موضع افلاطون وجود دارد که بیان آن‌ها در این مجال نمی‌گنجد.

افلاطون در فیزیک افلاطونی، صانع عالم محسوسات را با عنوان دمیورژ معرفی می‌کند.

12-demiurge

دمیورژ بی نظمی را می‌گیرد و بر طبق نمونه‌های عالم مثل (ایده‌آل‌ها، ایده‌ها)، به آن نظم می‌دهد و موجودات و خدایان آسمانی را پدید می‌آورد! افلاطون بر این باور است که ماده اولیه‌ی جهان و بی‌نظمی پیش از خلق عالم و بدون دخالت و اراده‌ی دمیورژ وجود داشته و کار دمیورژ تنها، شکل دادن به آن است. این در حالی است که خالق آسمان‌ها و زمین و هر آنچه بین آن دو است، الله است (سوره‌ی مبارکه‌ی سجده، آیه ۴). این خدای سبحان است که به هر چه بگوید باش، بلافاصله می‌باشد (کن فیکون – بقره، ۱۱۷). لذا دمیورژ افلاطون نه کن فیکون می‌کند، نه خلق از عدم. علاوه بر این دمیورژ افلاطون در سیر تطور موجودات از ربوبیت (پروراندن و تربیت آن به آن مخلوقات) برخوردار نیست. دمیورژ خدایان را می‌سازد و خدایان نیز بخش‌های فانی نفس و تن مادی موجودات (از جمله انسان) را می‌سازند در حالی که سخن گفتن از خدایان، احدیت و صمدیت خدا را نفی می‌کند؛ بنابراین افلاطون نه تنها در حیرتی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی به سر می‌برد و نمی‌تواند به تبیین و تدقیق مناسب دو عالم (محسوسات و مثل) بپردازد بلکه به نفی حقیقت خالقیت الله، نفی احدیت و صمدیت او و حتی نفی کن فیکونی الله دست می‌زند.

13-kon-fa-yakoun

معرفت افلاطونی نیز در گروه انامنسیس (یادآوری) اوست؛ اگر انسان معرفتی کسب می‌کند صرفاً آنچه را که در عالم گذشته (عالم مثل) دیده، به یاد می‌آورد. حال اگر آن معرفت به باطل و طاغوت منتهی شود آیا به این معنا نیست که عالم مثل افلاطونی مخلوطی از حق و باطل است؟ به زبان ساده‌تر بنا به نظر افلاطون معرفتی که در عالم محسوسات کسب می‌شود ریشه در عالم مثل دارد، پس اگر معرفتی که انسان کسب می‌کند باطل باشد ریشه‌ در عالم مثل خواهد داشت. از این رو منطقاً معرفت موجود در عالم مثل نیز باطل بوده است. لذا چون معرفت عالم مثل با این توضیح آمیخته‌ای از حق و باطل است، نمی‌توان انتظار جاودانه بودن از آن داشت؛ چرا که باطل از بین رفتنی است و جاودان نیست بر خلاف نظر افلاطون که به جاودانه بودن مثل اذعان دارد.

14-hagh-vs-batel

معرفتی که دوری آموزش می‌دهد با تمام متعلقات و ریشه‌های پس و پیشش (فراموشی و یادآوری) نیز چنین وضعی دارد. همانگونه که جهان‌بینی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی افلاطونی از مشکلات و نقایص عدیده‌ای رنج می‌برد، جهان‌بینی دوری نیز دچار نقص‌هایی عمده است. عالم مثل دوری نیز همان جایی است که او از آن آمده و هویت خود را وامدار اوست. غایت حرکت دوری برای کشف هویت واقعی خود، در وصال وی به خانواده‌اش (پدر و مادرش) ختم می‌شود. لذا اصلی که دوری در پی آن جانفشانی می‌کند و در رسیدن به آن نیز از هیچ تلاشی فرو نمی‌گذارد در سطح خانواده باقی می‌ماند و بالاتر نمی‌رود. تلاش نهایی او نیز به بازگشت آبزیان به اقیانوس بیکران منتج می‌شود در حالی که قرار بود همچنان در خانه‌های مصنوعی دست ساخت بشر (اکواریوم ها، حوضچه‌ها و …) روزگار بگذرانند.

15-return-to-the-ocean

هر چند بازگشت به اصل، حرف به جا و درستی است اما محدود کردن آن به خانه‌ای مادی و خانواده سطح خفیفی از بازگشت به اصل است. در واقع هویتی که دوری در جستجوی آن است هویتی عمدتاً نَسَبی و کیفی است. در هویت نسبی فرد به عشیره، خاندان و ایل و قبیله‌اش شناخته می‌شود همانگونه که دوری در پی پدر و مادرش (خانواده و خاندانش) می‌گردد.

16-dory-returns-to

در هویت کیفی فرد در پی حیوانیت (انتروپوس) خود است همانگونه که دوری و خانواده‌اش به جای اینکه انسان باشند، حیوانند! همانگونه که فلاسفه و متفکران غربی از جمله افلاطون و ارسطو به حیوان بودن انسان اذعان دارند! لذا دوری در جستجوی هویت فطری خود نیست. همانگونه که افلاطون در فراموشی، انامنسیس و کسب معرفت به دنبال هویت فطری نیست. باید به این نکته‌ی باریک‌تر از مو نیز اشاره کرد که خانواده از اهمیت بسیار مهم و والایی برخوردار است اما هویت فطری انسان بر هویت نَسَبی او برتری دارد چرا که فطرت انسان به خدا می‌رسد و به خدا دعوت می‌کند؛ بنابراین در جستجوی دوری سطحی خفیف‌تر از هویت را به مخاطبش یاد می‌دهد و تلاش می‌کند در ماده (و حیوانیت) بماند تا اینکه اوج گیرد و عروج کند.

نتیجه‌گیری:

هر چند در جستجوی دوری حاوی خرده قصه‌ها، سکانس‌ها و روایت‌های تکراری است اما جلوه‌های زیبای بصری، فضاسازی‌های اکواریومی و آرامش‌بخش به همراه عمق فلسفی و ایدئولوژیکش انیمیشن را روی پا نگه می‌دارد و در کنار ایجاد حس نوستالژیک و خاطره انگیز به تربیت نسل نوپای امروزی می‌پردازد. در جستجوی دوری روایتگر قصه‌ای است که ظاهراً بیانگر حالات و حوادث جانداران درون یک اقیانوس بیکران است اما باطناً در پی القای مفهومی کاملاً انسانی است. دوری شخصیت اصلی قصه به دلیل فراموشی مزمنش جبراً از خانه و خانواده فاصله می‌گیرد اما جوششی درونی او را به سوی اصل و هویت خود می‌کشاند. فراموشی خط تعلیق قصه می‌شود تا حادثه بیافریند و دوری را با جهد و تلاش به سر منزل مقصود رساند. دوری برای کشف هویتش در چالش میان فراموشی و یادآوری گرفتار می‌آید. او در کوششی تحسین برانگیز برای کسب معرفت و شناخت بیشتر اصلش (که در خانه و خانواده‌اش خلاصه می‌شود) سعی می‌کند خاطرات گذشته را به خاطر آورد، درست همانگونه که افلاطون یادآوری را معادل معرفت می‌داند و حقیقت معرفت را در عالم مثلش جستجو می‌کند. مثلی که خالق را نفی می‌کند، احدیت و صمدیت خدا را زیر سؤال می‌برد و آمیخته‌ای از درست‌ها و غلط‌ها را در خود جای می‌دهد. مثلی که لسانا جاودان است اما منطقاً و حقیقتاً آمیخته‌ای از حق و باطل است و در نتیجه محکوم به فساد و نابودی است. دوری در چالش با فراموشی به آنامنسیس (یادآوری) می‌رسد و موفق می‌شود خانواده‌اش را بیابد؛ اما غایت حرکت او به هویت نسبی و کیفی ختم می‌شود، در ماده می‌ماند و هرگز راه به فطرت نمی‌برد. همانگونه که مثل افلاطون به فطرت نمی‌رسد و همچون درختی معلق در فضا باقی می‌ماند.

به این مطلب امتیاز دهید



6 پاسخ به “دوری؛ ماهی فراموش‌کاری که برای کشف هویتش افلاطونی می‌شود”

  1. مونا گفت:

    تشکر می کنم بابت زحمت نوشتن این نقد
    اما این نوع نقد نوشتن را مخاطب خاص می فهمد – برای مخاطب عام به نظر قابل فهم نیاید

     
    • مدیر پایگاه گفت:

      از حسن نظر و توجه شما متشکرم.
      به خاطر تاخیر بسیار طولانی در پاسخگویی پوزش می طلبم.

      بله. سطح مطالب قدری بالاست. ما در کنار سایت کانال تلگرام پویانقد را هم راه اندازی کردیم که خلاصه ی مطالب سایت رو با زبانی ساده تر در اونجا منتشر می کنیم. البته اگه عمری باشه در فکر بیان مطالب به زبان ساده تر هم هستیم.
      البته اگه مساله ای در نقد براتون گنگ هست مطرح کنید تا ان شاء الله در اسرع فرصت پاسخ بدیم.

      ممنون از توجه و دغدغه مندی شما.

      برای استفاده از مطالب کانال به آیدی زیر مراجعه کنید:

      @pouyanaghd

       
  2. رضا گفت:

    باسلام
    تشکر بابت تنویر افکار.
    چرا اگر این انیمشین ها اثر سو دارد از سوی سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود؟
    بهتر نیس اول این گونه فیلمها نقد شود بعد به خورد ذهن مردم داده شود؟
    بهر حال با از شما تشکر می نمایمم. موفق باشید.

     
    • مدیر پایگاه گفت:

      علیکم السلام.
      به خاطر تاخیر در پاسخگویی پوزش می طلبم.

      ابتدا از حسن نظر و توجه شما برادر عزیز سپاسگزارم. و اما بعد …

      متاسفانه صدای و سیما یا به اصطلاح رسانه ی ملی پیش از اینکه فیلم ها و انیمیشن ها رو مورد نقد و بررسی دقیق محتوایی قرار بده، دست به پخش اونها میزنه. کار تلویزیون صرفا شده سانسور کردن بخش های غیراخلاقی فیلم ها و دوبله کردن فیلم ها و عوض کردن جای برخی کلمات و منحرف کردن بحث اصلی مطرح شده در فیلم ها …
      به عنوان مثال در بسیاری از سریال های کره ای حرفی از خدای یگانه زده نمیشه اما با کمال تعجب ما میشنویم که دوبلور به جای بازیگر از خدای یگانه سخن میگه و مخاطب هم تصور میکنه که مثلا فلان پادشاه یا فلان مقام دربار در چند سال گذشته در کره موحد و یکتاپرست بوده!!!
      به نظر میرسه سطح کار رسانه ای ملی در پخش بی مهابای فیلم ها و سریال ها بسیار سخیف شده و این موضوع به جای اینکه وضعیت رو بهتر کنه، به بدتر شدن اون منتج خواهد شد! لذا فعلا از رسانه ی ملی انتظار نمیره که بیاد نگاهی عمیق و دقیق به محتوای فیلم ها و انیمیشن ها و سریال ها داشته باشه. فریادها هم در همین رابطه کم نبوده علیه رسانه ی ملی ولی گویی مسئولان محترم صدا و سیما در گوش خود پنبه فرو کردن و انتقادات دلسوزانه رو نمی شنون.
      لذا نباید به هر انچه از رسانه ی ملی پخش می شود اعتماد کرد…
      یکی از بهترین کارهایی که رسانه ی ملی میتونه انجام بده اینه که قبل یا بعد از پخش فیلم حتما با رویکرد انتقادی فیلم رو مورد مداقه و بررسی قرار بده تا مخاطب متوجه بشه چی دیده و شنیده و تحت تاثیر القائات منفی قرار نگیره. اما شما تقریبا اثری از این رویکرد رو در رسانه ی ملی نمی بینید جز آثار بسیار معدود که اونهم عمق نگاه انتقادی محدود و کم هست.

      در پایان از دغدغه مندی و توجه شما سپاسگزارم.
      در پناه حق باشید.

       
  3. پویاجو گفت:

    باعرض سلام
    نقد جالب بود اما به نظرم تک بعدی بود
    این درسته که کل داستان بر مثل افلاطون بنا شده اما این یک نگاه کلی بود و از طرفی تمام این نقد هم روی این موضوع مانور داده بود
    اگر وارد جزئیات هم میشد بهتر بود
    مثلا تفاوت مارلین و دوری که توسط نمو مطرح شد و یا اشاره به موضوع مرگ و مسائلی از این دست.
    بطور کلی نقد خوبی بود.

     
    • مدیر پایگاه گفت:

      علیکم السلام
      ممنونم از توجهتون و از اینکه با تاخیر به نظرتون پاسخ میدم عذر میخوام.
      بله. ممکنه در یه نقد نشه به تمام جوانب و موضوعاتی که در یه فیلم یا انیمیشن مطرح میشه، اشاره کرد. ممکنه مطالبی در انیمیشن مطرح شده باشه اما ما تو نقدمون حرفی ازشون نزده باشیم. اما آنچه که در نوشتار پیش رو میبینید موضوعات کلی مطرح در انیمیشن رو در بر میگیره. مثل فراموشی، بازگشت به اصل، هویت و … .

      در مورد تفاوت شخصیت های اصلی مثل نمو و دوری در ابتدای نقد خلاصه ای بیان شده که شخصیت نمو، شخصیتی متمرد، خط شکن و عبورکننده از خط قرمزهاست اما شخصیت دوری، شخصیتی فراموش کاره که به دنبال هویت و خانواده ی خودش می گرده. منتها در مورد تفاوت شخصیت مارلین و دوری در نقد صراحتا مطلبی بیان نشده اما میشه از دل مباحث مطالبی رو بیرون کشید. در مورد موضوعات و موارد دیگه ای هم که در انیمیشن مطرح میشه اگه نکته ای در نقد جا افتاده یا بیان نشده حتما در نظرتون بیان کنید تا هم سایر مخاطبان استفاده کنن و هم اگه نیاز به توضیح ما بود، به توضیح موضوع بپردازیم.

      با تشکر، در پناه حق باشید …

       

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *